تبلیغات

سایت ماه عسل 97 | چگونگی ارسال سوژه و حضور در ماه عسل 97 احسان علیخانی

دسته بندی : خواندنی و مفید

سایت ماه عسل 97 | ثبت نام در برنامه ماه عسل 97 +  ارسال سوژه برای ماه عسل 97

سایت ماه عسل 97 | ثبت نام در برنامه ماه عسل 97 + ارسال سوژه برای ماه عسل 97

سایت ماه عسل 97 | ثبت نام در برنامه ماه عسل 97 + ارسال سوژه برای ماه عسل 97

ثبت نام در برنامه ماه عسل 97

ماه عسل 97 امسال وارد سیزدهمین سال تولید و پخش خود می شود اولین قسمت از برنامه تلویزیونی

«ماه عسل» روز پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه و مقارن

با روز نخست ماه مبارک رمضان به روی آنتن خواهد رفت.

این برنامه به روال سال‌های گذشته ساعت 19 از شبکه سوم سیما روانه آنتن خواهد شد.

این ویژه برنامه ، یک برنامه  گفتگو محور است که  با موضوع  بخشش، در فضایی لطیف

انسانیت را در پرتو پیامهای دینی اخلاقی برای مخاطبین ارائه می نماید .

میهمانان این برنامه از افرادی انتخاب شده اند که از لحاظ اجتماعی ،فرهنگی ،علمی و.. . در شرایط خاص قرار دارند.

همانطور که در تصویر زیر مشاهده مینمایید تهیه کنندگان ماه عسل راهای ارتباطی زیادی

برای ارتباط ارسال سوژه و حضور در برنامه ماه عسل 97 فراهم کردن که میتوانیددر زیر مشاهده نمایید.

سایت ماه عسل 97 : www.Maheasal.tv

اینستاگرام ماه عسل 97 : www.instagram.com/maheasaltv

کانال آپارات برنامه ماه عسل 97 : Aparat.com/Maheasaltv

ارسال سوژه و ایمل برنامه ماه عسل 97 : Info@Maheasal.tv

ربات رسمی برنامه در پیام رسان تلگرام : Telegram.me/Maheasal_tv_bo

کانال رسمی ماه عسل 97 در تلگرام : t.me/alikhaniehsan1

شما میتوانید برای ارسال سوژه و همچین حضور در برنامه ماه عسل 97 به یکی از روش های بالا اقدام نمایید

خاطر نشان میشود کلیه راههای ارتباطی ذکر شده از بیو پیج اینستاگرام رسمی ماه عسل 97 برداشه شده و اگر تغییری

در راههای ارتباطی رخ بدهد این نوشته به روز رسانی خواهد شد .

سوال زیادی که از ما پرسیده شد اینکه امسال هم ماه عسل با حضور احسان علیخانی پخش میشه یا نه ؟

بله امسال هم احسان علیخانی با چهره ای متفاوت در برنامه ماه عسل حضور دارد

  این برنامه در شب 27 اردیبهشت یعنی اولین روز ماه مبارک رمضان بر روی آنتن شبکه سه سیما میرود.

که همه بیصبرانه منتظر حضور گرم احسان علیخانی با برنامه های خاصش در ماه رمضان هستیم.

سایت ماه عسل 97 | ثبت نام در برنامه ماه عسل 97 + ارسال سوژه برای ماه عسل 97

سایت ماه عسل 97 | ثبت نام در برنامه ماه عسل 97 + ارسال سوژه برای ماه عسل 97

همچنین در سبز پندار بخوانید:

دانلود برنامه ماه عسل 97 با لینک مستقیم (تمامی قسمت ها )

سریال های ماه رمضان | معرفی سریال های رمضان 1397

اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات

loading...

تاکنون 14 نظر ثبت شده است.

  • باعرض سلام و قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان
    مخترعی هستم که ۲۰ سال از عمرم را در راه تحقیق و ایده پردازی و نمونه سازی اختراعاتم نموده ام و تاکنون چندین دعوتنامه از کشورهای توسعه یافته دریافت کروه ام ولی متاسفانه در کشور خودم غریب و گمنام هستم

  • سلام من یه خانم ۲۶ساله هستم با سرطان خون بدخیم که پنج ساله دارم باهاش مبارزه میکنم و در اثر داروها شیمی درمانی چسبندگی مری پیدا کردم و حتی قادر به قورت دادن آب دهانم نبودم وروزهای خیلی سختی رو گزروندم تا موفق شدم سرطان شکست بدم میتونم بگم خدا منو شفا داد

  • آقای علیخانی شخصیت جمتلمن ات جای تقدیر دارد ولی اول اینکه چرا شحاع نیستی دوم کوتاهدبگم انتقاد بهت زیاد وارده در باب برنامه گفتگو روز یکشنبه سی ام اردیبهشت با مرد معتاد پاک شده کمی خوبه عرور ادیت کننده ات را زیر پا بذاری تو حتی تلفظ نعشگی را بلد نیستی و هیچی از اعتیاد نمیدانی چرا وارد گفتگویی میشی که بسیار خطرناکه و سوالاتت از مرد که مثلا چرا مصرف را کنار نمیذاشتی واقعا … چی بگم ازت متاسف شدم

  • سلام اقای علیخانی جوانی هستم عاشق امیرسرتیپ پوردستان داستانش مفصله انشاالله دراین رمضان بابرنامه شمالایق دیدارش شوم

  • سلام خانمی هستم که ۱۳سال پس از ازدواج بچه دار نشدیم.بعد یک بچه از بهزیستی آوردیم که پس از بیست روز……..هزاران اتفاقی که…

  • سلام… من خانمی 34ساله هستمش… قصه زندگی من خیلی داغونه.. من اجازه ده دقیقه کمک ازتون دارمش تا اگه قانع نشدین برای کمک بهم در مورد موضوع زندگی من، دیگه هیچ وقت مزاحمتون نمیشمش… فقد این فرصت رو به من بدینش تا با خود شما مطرح نمایم… منتظر خبر از شما هستمش

  • اقای علیخانی در مورد پیدا کردن برادرم در سال پنجاه و دو که به دور از چشم مادرم واگذار شده خواستم از شما کمک بگیرم اقا شما تنها کسی هستین که میتونین کمک بکنین مادرم دست از انتظار نکشیده خواهش میکنم کمک کنید

  • این برنامه کاملا هدف دار هست .شما اگه راست میگی یک نفر ازهمون تیلیاردرها رو دعوت کن که با یک اشارره تمام زندانیها رو ازاد کنه استفاده از عواطف و احساسات مردم سیاستی بیش نیست این دیگر حنایی است که رنگ نداره . همه شما برده پول هستین فقط خبر ندارین

  • سلام.من این پیام رو نمینویسم که بیام به برنامه تون.دلم خونه برای همین مینویسم. من 33سالمه.ازروزی که چشم بازکردم پدرو مادرم وبرادرام تااونجایی که میتونستن کتکم میزدن که باعث شد بینایی جفت چشمام به مشکل بخوره و دکتر چشمام رو جواب کرده ومن بخاطر شبکیه ی نازک که قابل درمان نیست ضعف بینایی شدید دارم.ازاین بگذریم که پدر ومادرم منو به زور کتک به عقد مردی که ازمن 15سال بزرگتره درآوردن وبعداز ازدواج اجباری کار هرروزشون دخالت تو زندگیم بود یعنی هم ازشوهرم کتک میخوردم وهم ازخانواده ام.ومن ازدرد کارای اینا به غریبه ها پناهنده شدم و برای اینکه آروم بشم بهم ترامادول دادن ومن که اولش نمیدونستم چیه ولی بعد چندباراستفاده که نیازم زیادشده بود بهش پرسیدم گفتن ترامادوله..خلاصه ترامادول رو هم ترک کردم و شروع کردم به خودکشی ولی یه روز به خودم اومدم که دلم به تنها بهونه ی زندگیم یعنی دخترم سوخت وقید اینکارو رو زدم.من نه شوهرم مرد ونه خانواده ام انسان .ماحتی هزار تومن پول پیش نداریم و یکی برای ما 5میلیون پول پیش آورد وخونه رو به اسم خودش قرارداد بست تا ما اسبابمون رو بریزم تو اون خونه.شوهرم رفته شهرستان بخاطر کلاهبرداریش و من موندم ودخترم و دنیایی درد ویه خانواده که بویی ازانسانیت نبردن.پدرم منو 2صبح ازخونش بیرون کرد چون ازمن میخواد طلاق بگیرم واین کار اولین بارش نیست ولی من نمیتونم یک ثانیه هم دخترم رو ول کنم بخاطر راحتی خودم وآزادی خودم. واینکه بخاطر چشمای ضعیفم نمیتونم جایی کارکنم و دیسک کمرم هم پاره شده بخاطر مشکل اعصاب،من یه مدتی تخمک میفروختم که خرج ومخارجمون تامین بشه والان دیگه اون کارم نمیتونم بکنم.یه راهی بهم نشون بدین ..

  • سلام..اغای علی خانی من دختری هستم متولد ۷۸.و الان ۱۸ سالمه…اغای علیخانی من تو خانواده ای زندگی میکنم که فهمیدم اینها خانواده من نیستن..من از سن ۵.۶سالگی شک کردم که من چراهچگونه شباهتی ب مامان یا بابام یا هچکدوم از فامیل ندارم این چراها خیلی اذیتم میکرد ولی بازم خودمو قانع میکردم ک دارم اشتباه میکنم تااینکه تو سن ۹سالگی برام ثابت شد خیلی وقتا تو جمع خانوادگیمون احساس تنهایی میکردم همیشه میگفتم اینا منو ب یه چشم دیگه میبینن بازم تحمل کردم ولی خیلی دلم شکسته بود…تااینکه من سنم بالاتر اومد نشستم با خانومی ک مادرم بود حرف زدم گفتم من میدونم میخام همچیمو بگی چی بودم و چیشدم…مامانمم بهم گفت که من بچه دار نمیشدم و بابات هم خیلی بچه دوست داشت. و همه میدونستن این موضوع رو.. خونه ما تو کهنوج(استان کرمان)بود ولی پدربزرگم خونشون تو جیرفت(کرمان) بوده..میگفت موقع من بدنیا اومدم یه خانمی اومده منو برده تو روستاهای اطراف شهر ک کسی بچه نمیخاد همه جواب رد دادن که در یه خونه رو میزنه خانمه از فامیلای مامانم بوده گفته که من کسی رو میشناسم که بچه میخاد و ادرس خونه پدربزرگم (جیرفت)رو میده .و قرار میزارن تا مادرم بیاد منو بگیره.و مامان بابام هم میانو یه شیرینی ب خانومه میدن و منو میگیرن و اون خانم تاکید داشته شما ب همه بگو بچه برادرمه من ب فرزندی گرفتم نگو ک من اوردم.مامانم میگغت اون خانم فک کنم پرستار بود…تمام چیزایی مادرم گفت همینه..ولی من ازاون روز اروم و قرار ندارم..میخام خانوادمو پیدا کنم ولی هچ چیزی ازشون ندارم..اغای علیخانی تورو ب همین ماه مبارک قسم میدم تنها امیدم شمایین..تو سن ۱۸سااگی یه روانی شدم امید ب زندگی ندارم..الان ۲ساله شبا خاب نمیرم روزا میخابم چون هچ هدفی ندارم برم دنبالش…شبا فقط حسرت ارزوهامو میخورم حسرت ی خانواده واقعی و همینقدر هم زنده موندم فقط ب عشق اون روزیه ک بتونم خانوادموپیدا کنم..اغای علیخانی من نمیخام بگم منو ب برنامتون بیارید میخام خودتون ب مردم برسونید شاید ب گوش یکی ازاونها رسید..شاید اوناهم مث من دنبالم باشن…هم شهریای جیرفتی اگه میشناسید یا کسی سراغ دارید تروخدا کمکم کن..ممنون

  • سلام من بوشهر هستیم یه خانواده ای (یه پیرزن یه پسر ویه دختر ) رو میشناسم زیر پوشش بهزیستی هستن ولی متاسفانه تو چند ساله گرمای بوشهر آواره تو قبرستون یا تو پارک چادر پاره ای دارن توش زندگی میکنن از نظر عقلی یه کم مشکل دارن من خیلی تلاش کردم که مسولین استان بهشون رسیدگی کنن ولی متاسفانه هیچکس رسیدگی نکردخواهش میکنم یعنی اگه بتونید هرکاری برای اینا انجام بدید بهشت رو خریدید بخدا دل آدم براشون کباب تابستون وزمستون توچادر زندگی میکنن شام وناهارهم هرکس دلش بسوزه براشون میبره

  • سلام زنی هستم 43ساله ازخانوادهای فقیرکه تحت پوشش کمیته امدادهستندسال1373باخانواده ای فقیرازدواج کردم ودوفرزندپسریکی21ساله سربازودومی 17ساله محصل ساکن شهرستان بهشهربیست ساله مستاجرهستیم درخانه ای که کلنگی که سقف ان درحال ریزش است وروزهای بارانی ازسقف ان باران میباردوتابستان گردوخاک روی سرمامیریزدمواقع باران ماراغصه میگیردتمام لوازم ماخیس میشودما اشپزخانه نداریم وحمام نداریم ودستشویی نامناسب غیربهداشتی است شوهرم بی پول وبیکاربودنتوانست شغل مناسبی پیدا کندومن درطول این مدت درزمین کشاورزی دیگران کارمیکنم وبازحمت فراوان باوجودکمردردوپادرددرزیرافتاب سوزان تابستان درشالیزارنشاودرومیکنم بعضی مواقع بیکار میشوم واز خرج وهزینه زندگی میمانیم شوهرم درسال 89باگرفتن وام یک پراید مدل پایین خریداری ودر اژانس مشغول کارشدمتاسفانه سال93دچارسانحه رانندگی درجاده خطرناک معروف جاده مرگ تصادف کرددراین حادثه یک نفر فوت میکند وپنج نفر زخمی میشوندوشوهرم دچادرشکستگی شدیدازهردو پاکه هنوز هم پلاتین درپاش است به خاطر فقر مال موفق به عمل جراحی مجددنشدیم بعداز3سال درد کشیدن منت ازدوست ودشمن عمل دوم انجام شدوتازه راه افتاددرطول این مدت افرادخیر محل به ما کمک ناچیزی میکردندکه جوابگوی هزینه های پزشکی نمی شدوشوهرم بستری وتوان کاری رانداشت دراین حادثه شوهرم مقصرشناخته شده ماشین ما له شد واوراقی فروختیم وهزینه درمان شوهرم شدویک ریال ازبیمه دریافت نکردوبدلیل نداشتن الحاقیه ماه حرام وبدهی دیه(میلیون تومان30)با همان حال وعصا مدت 6ماه درزندان بودبه هردری زدیم پولی جورنشدحتی یک ریال .نامه ای به مسولین بالازدیم ولی افسوس ودریغ از یک ریال کمک مال بما نکردنددراخرازستاد دیه وام گرفتیم واززندان ازادشدولی ما توان پرداخت اقساط رانداریم درتامین مخارج زندگی ماندیم چه برسدبه اقساط دیه ومابقی اقساط الان هم دیگرتوان کارکردن راندارم ودرمانده شدم که چه کنم دیگربریدم

  • سلام چرانامه ام فرستاده نشد

  • سلام اقای علیخانی ممنون از برنامه خوبتون من ۲۱سال بود که برادرا ومادر ناتنیم رو ندیده بودم یعنی از بچگی که تو قنداق بودم بعد یعنی کل خانوادم از مادر تنیم زن اول پدرم که ۱۰فرزند بودیم همه اونا رو ندیده بودن که من یک روز در بگو مگو با پدر ۷۰سالم که میگفتم الان که از خدمت اومدم چرا برا من مثل پدرای دیگه برام خونه وماشین نمیخری چرا رو به ورشکستگی هستی برام چیکار کردی ….
    تا این که در جستجوی پول های گمشده ی پدرم بر اومدم که مردم به خانواده ام یعنی خانواده اولم گفته بودند که اون برا اونا پول میده که براشون خونه درست کرده برادرای ناتنیه کوچیکتر از خودم واونا تو رفاه کامل اند در صورتی که ما به شغل سخت دامداری وکشاورزی تو افتاب جون میکنیم که کما اینکه ما تو این سالها سختیه زیادی کشیده بودیم بعد از دعوا با پدرم وبا این تعریف ها رفتم با موتورم ببینم که واقعا درسته یا نه بعد از ۲ ساعت رانندگی با‌موتور در یکی از روستا های دور افتاده‌که ادرس اونا رو از کامیون دارایی از شهر خودمون که برای حمل خاک کاشی به اون شهر میرفتند رسیدم که با پرسیدن خونه اونا تو اون روستای کوهستانیه ارتفاع بالا ادرس خونه رو پیدا کردم و اون حوالی رو گشتم تا اون خونه ای که پدرم براشون از پولی که از زحمات ما بود رو پیدا کنم که هیچ خبری از اون نشد که رفتم خودم رو به دایی اونا معرفی کردم و گفتم میخوام اونا رو ببینم که منو بعد از گلایه زیاد به پدرم برد به خونه برادر ومادر ناتنی که بعد از دقایقی برادر بزرگتره ناتنیمو دیدم اول به قصد دعوا رفته بودم ولی با دیدن ماجرا کلا اشفته شدم اونا تو یه خونه کاملا فقیرانه با فرشهای کهنه تیکه تیکه که وضعیت اسف باری داشتن رو دیدم اونا برا ی معاش خودشونو مادرشون برا ی مردم چوپانی وکار میکردن وبا یارانه اوموراتشون رو میگذروندن شنیدن کی بود مانند دیدن برادرم لال بود اون یکی هم..
    حالم خیلی اشفته شد منم که سه سال بود افسردگی داشتم سنمم ۲۲ساله شب اون روز بغضم گرفتو خوابم نبرد حالم بدتر شد که دو روز بعد رفتم براشون لباس تازه خریدم لباسای کهنشونو در اوردم منی که اونا رو دشمن فرض میکردم الان براشون دلم میسوزه از شما میخوام برای خانوادم که اونا رو از بچگیشون ندیدن بیاری تو برنامتون جمع دوازده نفره خانوادمون رو ۱۵ نفره کنید تا کلا خانوادمون اشناشیم…داستان بیشتر از ایناست لطفا پیگیری کنید


Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved. SEO by 3EO