خلاصه داستان و تصاویری از قسمت 14 چهاردهم سریال هیولا

 در این بخش از سایت سبزپندار به بررسی داستان قسمت 14 سریال هیولا و تصاویر و سکانس هایی از این مجموعه جذاب می پردازیم.

قسمت 14 سریال هیولا

خطر اسپویل داستان: در ادامه خلاصه قسمت های این سریال شبکه خانگی را مطالعه می کنید.

با توجه به لو رفتن داستان سریال پس از مطالعه این خلاصه داستان ، پیشنهاد میکنیم

قبل از مطالعه خلاصه ی سریال هیولا ، نسبت به مشاهده آن اقدام کنید

دانلود سریال هیولا

خلاصه قسمت 14 سریال هیولا

رفاقت هوشمند با حامد

رفاقت هوشمند با حامد

حامد شرافت در راهروی مدرسه هوشمند را می بیند که منتظر دوستانش است. پس از احوال پرسی حامد از او می پرسد چطوری این قدر زود پیشرفت کردی با وجود اینکه کلاس های تقویتی و …. شرکت نکردی؟ هوشمند نیز با جواب های سربالا سعی میکند از پاسخ دادن به سوالات جامد طفره برود.

تایید کردن هوشنگ از طرف هوشمند

تایید کردن هوشنگ از طرف هوشمند

ناگهان هوشنگ، پدر حامد از دفتر مدرسه بیرون می آید و این دو را میبیند. با خوشحالی از پسرش میپرسد که با هوشمندجان رفاقت میکنی؟ اما حامد طبق شرافتی که از پدرش آموخته بود میگوید هنوز وارد دوستی با هوشمند نشده ام و از او تست های ورزشی و نیکوتین نگرفته است اما پدرش هوشمند را تایید میکند و می خواهد که بیشتر با همدیگر رفاقت کنند

تعقیب کردن هوشمند توسط مهیار

تعقیب کردن هوشمند توسط مهیار

سپس هوشمند به قصد رفتن به شرکت سوار پراید کهنه و داغونش میشود که میبینیم مهیار مهرافزون هم با ماشین هیوندای گران قیمتش به دنبال اوست تا سر از کارش دربیاورد و بفهمد پول های هوشنگ شرافت از کجا آمده است. او هم تا شرکت به دنبال هوشنگ راه میفتد

روابط مامان مهری با دوست پسرش

روابط مامان مهری با دوست پسرش

در سکانس بعدی مادر هوشنگ، مهری با مردی که در قسمت قبلی قرار بود به خواستگاری اش بیاید در حال چت تصویری است. شهره از او می خواهد در اسباب کشی به او کمک کند که بحث این دو نفر به روابط دوران نامزدی خاتمه پیدا میکند. شهره از مادرشوهرش می خواهد بگوید داماد جدید خانواده کیست اما مهری فقط با گفتن این که شما هر دو او را میشناسید جواب او را میدهد

تعجب مهیار از ماشین هوشمند

تعجب مهیار از ماشین هوشمند

هوشنگ از شرکت با ماشین شاسی بلندش خارج میشود و در حالیکه مهیار او را تعقیب کرده در ماشین نشسته و وقتی ماشین هوشنگ را میبیند از شدت تعجب با دست به سرش میزند او به عنوان پیک موتوری وارد شرکت میشود تا بفهمد ریز و درشت فعالیت های هوشنگ چیست. او با بهانه اینکه دسشویی دارد وارد طبقه بالا میشود و آنجا با الهام و منصور بیشتر صحبت میکند

جاسوسی کردن مهیار مهرافزون

جاسوسی کردن مهیار مهرافزون

او وقتی میفهمد هوشنگ مدیرعامل شرکت است تعجبش بیشتر از قبل شده و می خواهد عکس هایی از شرکت با دوربین تلفن همراهش بگیرد تا بعدا به مینا نشان بدهد

عکس برداری از محیط شرکت

عکس برداری از محیط شرکت

پس از اینکه مهیار از شرکت خارج میشود سریعا به مینا زنگ میزند تا همه اطلاعاتی که بدست آورده را به او بگوید. مینا به او میگوید مواظب باشد شاید بلایی سر او بیاورند و با این صحبت های مینا ، مهیار هم میترسد.

صحبت های مهیار با هوشنگ

صحبت های مهیار با هوشنگ

مهیار میترسد که شاید هوشنگ چاقویی از جیبش بیرون بیاورد اما هوشنگ میگوید می خواهد قرارداد خانه را تسویه کند و پول پیش را از او بگیرد. در همین زمان بود که هوشنگ می گوید قرار است وام 300 میلیونی برایش جور شود.

داوود و ماجرای ازدواج با مهری

ماجرای ازدواج با مهری و داوود در قسمت 14 سریال هیولا

اما در ادامه این قسمت هوشنگ و شهره با دیدن داوود که قرار است با مهری ازدواج کند سورپرایز میشوند. شهره قصد دارد با صحبت هایش هوشنگ را راضی کند تا آبروداری کند و با داوود صحبت کند

اختلاف سنی مهم نیست

اختلاف سنی مهم نیست

داوود یا همان شروین مشاور املاک میگوید مشکلی با اختلاف سنی و … ندارد و در کل به نظر هر دو طرف ماجرا راضی هستند

آدرس جدید از شرکت

آدرس جدید از شرکت

بازرسان و پلیس در ادامه تعقیب و پیدا کردن آدرس شرکت یاران جنگل آدرس جدیدی از شرکت را پیدا میکنند.

استخدام دزد برای جاسوسی از شرکت

استخدام دزد برای جاسوسی از شرکت

مهیار در تماسی با عموی دزدش که تازگی ها بانکی تاسیس کرده است، می خواهد در ورود به شرکت یاران جنگل به او کمک کند که عمویش فردی را میفرستد که بسیار زبده است.

هوشنگ سبیل خود را میزند

هوشنگ سبیل خود را در قسمت 14 سریال هیولا میزند

سر میز شام مهری و مادرش بر سر احساسات داوود بحث میکنند تا اینکه هوشنگ
از حمام بیرون می آید و شاهد این هستیم که پس از سالها او سبیل خود را زده است

دستگیری مهیار در شرکت

دستگیری مهیار در شرکت

پس از اینکه مهیار وارد شرکت میشود سراغ میز هوشنگ میرود و اسناد و مدارک خرید چای و قند از سوپرمارکت می رود
و از اینکه سند خاصی پیدا نمیکند عصبانی میشود. در همین حال پلیس که
ادرس شرکت را پیدا کرده بود با هلیکوپتر و … سر می رسند و او را دستگیر میکنند

اعتراف به جاسوسی در قسمت 14 سریال هیولا

اعتراف به جاسوسی

وقتی از او میپرسند که اینجا چه کار میکنی؟ میگوید به عنوان یک شهروند وظیفه شناس میخواستم سر از کار این شرکت دربیاورم

شرکت داف خاف

شرکت داف خاف

اما کامروا هوشنگ را به داف خاف میبرد. جایی که دختران جوان مسئول دایره ارتباطات
و فروش موسسه هستند. در واقع خانم زحمتکش و بیتا نیز عضوی از این شرکت بوده اند

دانلود قسمت 14 سریال هیولا

برای مشاهده سریال هیولا می توانید به پورتال سبزپندار مراجعه کنید.

شما نیز مانند هزاران نفر مخاطب دیگر به جمع طرفداران سریال هیولا بپیوندید.

به جمع مخاطبین اینستاگرام سبزپندار بپیوندید.