خلاصه داستان قسمت سوم سریال گلشیفته | دانلود قسمت سوم سریال گلشیفته

خلاصه داستان قسمت سوم سریال گلشیفته | دانلود قسمت سوم سریال گلشیفته

قسمت سوم سریال گلشیفته در چهارشنبه 23 اسفند 1396 از طریق شبکه نمایش خانگی پخش شد

این سریال که با وجود تعداد قسمت های پخش شده ی کم ، مخاطبین و تماشاگران بسیاری دارد

در قسمت سوم خود ، با حضور امیر مهدی ژوله در نقش وحید ، برادر سعیده پخش شد.

سعیده (بهاره کیان افشار ) همان دوست هومن است که در کار های هومن به او کمک میکند.

موضوع و داستان کلی سریال گلشیفته چیست ؟

داستان کلی سریال گلشیفته ، قصه ی رتبه اول کنکور شدن و قبولی دختری یزدی در دانشگاه تهران است

که پدرش که به تنهایی این دختر را بزرگ کرده است با تحصیل او خارج از یزد مخالف است.

و نسبت به دخترش وسواس بسیاری دارد.

گلشیفته یک سریال کمدی است و در عین حال می توان آن را یک سریال اجتماعی نیز خواند.

دوستانی که قسمت های ی از این سریال را ندیده اند میتوانند با بررسی این خلاصه

مطالب مهم قسمت های قبل سریال گلشیفته را از طریق این خلاصه داستان ها درک کنند.

ولی دوستانی که تمایل دارند این قصه را از طریق مشاهده فیلم دنبال کنند.

بهتر است از خواندن این خلاصه قبل از مشاهده فیلم اجتناب کنند. تا لذت بیشتری از این فیلم ببرند.

لینک دانلود مستقیم قسمت سوم از سریال گلشیفته

خرید و دانلود قانونی قسمت سوم سریال گلشیفته

دانلود با لینک مستقیم کیفیت  4K     قیمت : 3000 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 1080p        قیمت : 2500 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 720p         قیمت : 2000 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 480p        قیمت : 1500 تومان

خلاصه داستان سریال گلشیفته قسمت سوم

داستان کامل قسمت سوم از سریال گلشیفته

قسمت سوم گلشیفته : برخورد نزدیک از نوع سوم

در اوایل قسمت سوم هومن که در حال پایین آمدن از پله های یک محله است با دو قلچماق مواجه می شود.

این دو نفر شاکی میشوند که چرا فیلم ها را منتشر کرده است که هومن با طنازی میگوید :

داشتم نگاه میکردم که دستم خورد رفت رو اینترنت و آب ریخته رو هم که نمیشه جمع کرد.

و فرار میکند که در یک کوچه بن بست گیر میکند و قلچماق ها شروع به کتک کاری او می کنند.

جواب منفی افشار به مژگان و همسرش برای حضور در بلغارستان

مژگان میرزایی با شوهرش به وزارتخانه می رود تا با دکتر افشار در مورد حضور همسرش در مسابقات بلغارستان با او صحبت کند.

که مسئول دفتر اجازه ورود نمی دهد و میگوید تا شب جلسه دارند و از اتاق خارج نمیشوند.

که در همین حین در اتاق باز می شود و افشار از اتاق بیرون می آید.

در مسیر رسیدن به اتومبیلش مژگان و همسرش ماجرای مشکل بوجود آمده برای اعزام را برای افشار شرح میدهند.

که در اواسط صحبت هایشان، افشار وارد دستشویی میشود.

و ضیا نیز به آنجا می رود و با او حرف هایش را میزند که آقای افشار میگوید:

امکان اینکه او به همراه همسرش به بلغارستان برود وجود ندارد.

جلسه ی اضطراری بخاطر دعوای حبیب آقا و استاد منزوی

همچنین به دلیل دعوای حبیب آقا و استاد منزوی ، جلسه ای با حضور رئیس دانشگاه

حراست استاد منزوی ، گلی و پدرش برگزار می شود تا علت دعوای پدرش و استاد منزوی مشخص شود.

استاد از حبیب آقا میپرسد کی تو رو سر کلاس جا داده

که خانم گلشیفته میگوید من گفتم و بعنوان رئیس دانشکده اختیاراتی دارم.

و این سبب می شود استاد منزوی بگوید تا وقتی خانم گلشیفته رئیس است در این دانشکده کار نمیکند.

گلی که خیلی از کار های پدرش ناراحت است در بیرون دانشگاه با او شروع به حرف زدن میکند.

که پدرش میگوید فردا با هم به یزد میروند و این سبب می شود گلی با پدرش قهر کند.

بحث راحله و فواد در رابطه با حوادث دانشگاه و سوء مدیریت خانم گلشیفته

فوآد به دانشکده همسرش می آید و از همسرش علت عدم مصاحبه و پخش آن را میپرسد.

و میگوید چرا این روز ها دانشکده آنها اینقدر جنجال به دنبال دارد.

و از او علت مشکل بوجود آمده بین حبیب آقا و استاد منزوی را جویا می شود و کلیپ دعوای آنها را برای همسرش پخش میکند.

فوآد پس از آن میخواهد تا راحله اجازه دهد گلی و پدرش به یزد بازگردند که راحله در مقابل حرف های او مخالفت میکند.

که در نهایت فوآد میپرسد این دختره مهمه یا موقعیت کاری من و تو که راحله میگوید دختره هم مهمه.

بعد از خروج افشار از اتاق همسرش ، مسئول حراست دانشگاه با گله ی بسیار می آید.

و از مشکلات بوجود آمده در دانشگاه شکایت میکند و در این بین توهین هایی را هم

به خانم گلشیفته میکند که همسرش میگوید من هم ناراحتم از این اتفاقات.

پس از آن میگوید کاری کند چند روز برای خانمش ماموریت یا مرخصی رد شود تا او اندکی استراحت کند.

دعوت آقای افشار به مصاحبه برای روشن کردن زوایای پنهان ماجراهای اخیر

در همین حین تلفن افشار زنگ میخورد و سعیده دوست هومن شروع به صحبت با او میکند و خود را از لندن معرفی کرده

و میخواهد تا با هم قراری داشته باشند تا در مورد حوادث اخیر دانشگاه و … با هم حرف بزنند.

و زوایای مخفی این موارد رو مشخص کنند که افشار گوشی را قطع میکند.

همچنین سعیده به یک مراسم دعوت است که هومن به آن نمی آید.

مراسم ختم پدر سعیده

در این مراسم امیرمهدی ژوله برای اولین بار در فیلم حضور می یابد و در نقش وحید است.

در مراسم ترحیم حید نام حاضرین را به مداح می دهد تا بخواند و تشکر کند.

که سعیده وارد مجلس میشود ، عمه به وحید اشاره میکند که این اینجا چیکار میکند که وحید اعلام بی اطلاعی میکند.

پس از آن سعیده را به آشپزخانه دعوت میکند تا با او حرف بزند و از او میپرسد چرا آمده است.

که او میگوید چرا نیایم مراسم بابام هست.

وحید هم میگوید سوم و هفتم و … نیامدی ، حالا آمدی که چه بشود الان بهت تیکه بندازن میخواهی چیکار کنی ؟

که سعیده میگوید حالا من چیکار کنم.

وحید میگوید برو تا اوضاع آرام شود و من اینا رو حالیشون کنم که عمه مولود می آید و میگوید تو اینجا چیکار میکنی.

که عمه مولود ناراحت می آید و در وسط مجلس می گوید برادر من دختری نداشته است که الان بیاید.

دعوا در مراسم چهلم بخاطر حضور سعیده

مرتضی دایی سعیده نیز از عمه حمایت میکند. و می گوید پدرت برای تو خانه گرفت تا این طرف ها پیدایت نشود.

عمه مولود هم می گوید برادر من چیزیش نبود ببین چیکار کردی باهاش

که سعیده می گوید من کاری نکردم و پدرم هم رابطه اش با من خوب بود.

که یکی از حضار می گوید بابات با تو هیچ مشکلی نداشت و دق کرد.

که سعیده می گوید بابام از دست من دق کرد یا شما که همش دم به دقیقه میرفتی زن میگرفتی.

که زن او که در جمع حضور داشت از دستش عصبانی مشود و میگوید مرتضی میخواست منو واسطه میکرد.

که زن مرتضی واکنش نشان میدهد و مرتضی میگوید تو هیچی نگو که همش تو خونه میگفتی

اگه با جمشید ازدواج میکردم وضعم بهتر بود که زن جمشید که همان عمه مولود است.

از اینکه او میخواسته قبلا با کس دیگری ازدواج کند و به او نگفته عصبانی می شود.

که همین حرف ها سبب جنگ بین آنها می شود در همین لحظات وحید خواهرش را بزور بدرقه میکند.

و جلسه را به روال قبل بر میگرداند.

ناکامی تصمیم مژگان و ضیا برای عزیمت به بلغارستان با هزینه شخصی

مژگان و ضیا نیز با هم در مورد حرف های افشار و … حرف میزنند و به یک فلافلی می روند.

که ضیا یک آژانس مسافرتی را در مقابل فلافلی میبیند و به آنجا می رود و متوجه می شود.

هزینه ی رفتن به آنجا در حالت عادی حدود بیست میلیون و در صورت پیدا شدن چارتری حداقل 5 میلیون است.

که چون چنین پولی ندارند تصمیم میگیرند مژگان به تنهایی به این سفر برود.

مرضیه خواهر ضیا نیز در حال سرکوفت زدن به ضیا است تا او را از اینکه بگذارد مژگان به بلغارستان برود پشیمان کند.

ضیا نیز ناراحت شده و به خانه می رود و پس از آن به مژگان می گوید نباید به بلغارستان برود.

که مژگان متوجه می شود این حرف ها را مرضیه به ضیا آموخته است.

هومن و سعیده نیز در مورد اینکه صاحب خانه هومن نباید سعیده را ببیند با هم حرف میزنند که سعیده میگوید او را دیده است.

وقتی هومن علت گریه های سعیده را میپرسد او میگوید وحید خانه او را پس داده است و هم بی سرپناه و هم بی سرپرست شده است.

تقاضای فواد از راحله برای استعفا از ریاست دانشگاه و شروع تدریس

شب فوآد به خانه می آید و پس از مقدمه چینی و … به راحله میگوید.

خیلی شکسته شده است و بهتر است مدیریت را رها کرده و به همان تدریس بپردازد.

که راحله ناراحت شده و میگوید در ابتدای هر کاری مشکلات طبیعی است و با فوآد شروع به جر و بحث میکنند.

و فوآد وقتی راحله میگوید من این جایگاه را با شایستگی ام بدست آورده ام میگوید این شایستگی را فردا نشانت میدهم.

حبیب آقا نیز شب به یک مسافرخانه میرود.

و در آنجا شب با صاحب مسافرخانه در مورد اتفاقات به صحبت میپردازد.

تصمیم حبیب آقا برای ماندن در تهران و پیدا کردن شغل

صبح روز بعد حبیب آقا به دفتر آقای افشار می رود و از او تقاضای شغل میکند که میگوید بروید از خود خانم گلشیفته شغل بخواهید.

همچنین در همان موقع ضیا به اتاق آقای افشار می آید و میگوید نمیخواهد اجازه دهد مژگان بدون او به بلغارستان برود.

که پس از تایید این حرف ها توسط حبیب آقا افشار میگوید منشی اش اسم خانم میرزایی را از لیست بلغارستان خط بزند.

و به حبیب آقا نیز میگوید شما هم دست دخترتان را بگیرید و به یزد ببرید.

بخش هایی از قسمت سوم سریال گلشیفته

همچنین در سبزپندار بخوانید :

دانلود سریال گلشیفته ( تمام قسمت ها ) با لینک مستقیم

خلاصه داستان قسمت های اول و دوم سریال گلشیفته