تبلیغات

دانلود قسمت سوم سریال پایتخت 5 | داستان قسمت سوم سریال پایتخت 5 فصل پنجم

دانلود قسمت 3 سریال پایتخت5 | داستان قسمت سوم سریال پایتخت 5 فصل پنجم

دانلود قسمت 3 سوم سریال پایتخت (۵) 3 فروردین 97

دانلود قسمت 3 پایتخت نوروز ۹۷ با حجم کم

دانلود قسمت 3 سریال پایتخت5 | داستان قسمت سوم سریال پایتخت 5 فصل پنجم

قسمت سوم سریال پایتخت در جمعه 3 فروردین 1397 از طریق شبکه یک سیما پخش شد.

پس از تصادف قسمت اول فصل پنجم سریال پایتخت و ماجرا های قسمت دوم سریال پایتخت ، اینک شاهده ماجرا های جذاب قسمت سوم از فصل سوم پایتخت هستیم.

این سریال که فصل پنجم آن را در نوروز 1397 مشاهده می کنیم ، چهار فصل پیش از این را پشت سر گذاشته است.

که با مخاطبین و بینندگان بسیاری همراه بوده است.

رغبت بسیار زیاد مخاطبین به این سریال جذاب ، باعث بازتولید فصل های بعدی آن در نوروز می باشد.

محسن تنابنده نویسنده و بازیگردان این سریال جذاب است که با همکاری و کارگردانی سیروس مقدم

پایتخت را به شهرت و محبوبیت مردم رسانده است.

سریال پایتخت 5 | تصاویر بازیگران سریال پایتخت فصل 5 | زمان پخش سریال پایتخت فصل پنجم

در ادامه امکان دانلود و خلاصه ی متنی قسمت سوم از فصل پنجم سریال پایتخت را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

دانلود قسمت سوم از فصل پنجم سریال پایتخت

دانلود سریال پایتخت 5 قسمت 3 سوم جمعه 3 فروردین 97 با کیفیت بالا

دانلود قسمت 3 سوم سریال پایتخت 3 فروردین ۹۷ با لینک مستقیم

دانلود قسمت 3 سوم سریال پایتخت 3 فروردین ۹۷ با لینک مستقیم

دانلود قسمت سوم سریال پایتخت 5 فصل پنجم با لینک غیر مستقیم (کمکی)

در اینجا برای شما عزیزان لینک دانلود قسمت سوم از پایتخت 5 را آماده کرده ایم.

برای دانلود از دکمه ی دانلود استفاده کنید و پس از آن در صفحه ی باز شده بر روی گزینه ی دانلود عادی کلیک کنید.

دانلود قسمت سوم سریال پایتخت 5 فصل پنجم با لینک غیر مستقیم

پخش آنلاین قسمت سوم از فصل پنجم سریال پایتخت 5

خلاصه داستان قسمت سوم از سریال تلویزیونی پایتخت 5 فصل پنجم

چشم خوردن خانواده ی معمولی به عقیده ی فهیمه

فهیمه در ابتدای این قسمت حین حرف زدن با هما میگوید اینکه بهبود هم در همان سال فوت کرده است

و هما از شورای شهر بیرون بیاید و ساختمان پلاسکو فرو بریزد تصادف کنند و …

همه و همه بخاطر چشم خوردن خانواده شان است و باید یک خروس ذبح کنند تا دفع شر بشود

که هما میگوید به چشم و نظر اعتقادی ندارد

همه در خانه ی معمولی در حال آماده شدن برای مراسم ختنه سوران بهروز هستند.

همینطور هما برای بعد از ختنه سور کردن بهروز یک شلوار گشاد برای بهروز میدوزد تا پس از ختنه سوران از آن استفاده کند.

که بعد از دوخته شدن بهروز می گوید آن را نمیپوشد چون دخترانه است و اگر پسرانه است چرا دایی نقی نمیپوشد.

که نقی نیز دامن میپوشد و بهروز را نیز وادار به دامن پوشیدن میکند و میگوید اگر تا فردا دامن پایش باشد برایش دوچرخه میخرد.

بهتاش از ماجرای گرفتن پول توسط مادرش باخبر می شود

در همین حین بهتاش با عصبانیت می آید و میگوید که چرا شش ماه پیش مادرش پول را گرفته و به او چیزی نگفته

و فکر میکند این ماجرا زیر سر نقی است که نقی نیز اظهار بی اطلاعی میکند.

و پس از اینکه بهتاش میگوید در واحد مالی جنگلبانی فیش را دیده است

راهی برای کتمان از سوی فهیمه نمی ماند و میگوید گرفتم و حقمان بوده است

که علاوه بر بهتاش ، نقی نیز ناراحت می شود و میگوید چرا به او چیزی نگفته اند.

که بهتاش میگوید این ماجرا ها را ول کنید و حالا که همه میدانیم

پول را چکار کردی و بیاور تا به زخم زندگی بزنیم.

که فهیمه می گوید جایش امن است و هما که ماجرا را میداند کتمان می کند و میگوید نیست…

و ماجرا سوختن پول ها در پلاسکو را شرح میدهد.

پس از شنیدن ماجرا نقش و بهتاش عصبانی می شوند که فهیمه می گوید از او چک دارد

و همین الان هم میتوانند از او نخ بگیرند بجای پول ولی خودش گفته پول را پس بگیرد بهتر است.

که بهتاش با عصبانیت میگوید چک را بدهید تا نقدش کنم و به در خانه اش بروم که با مخالفت بقیه مواجه می شود.

که با نقی روبرو می شود و نقی جلوی او می ایستد

مخالفت ارسطو با ازدواج برادران رحمت با دختران نقی

رحمت در خانه ی ارسطو در مورد ازدواج رحمن و رحیم و سارا و نیکا حرف میزند

ارسطو حین حرف زدن با رحمت درباره ازدواج برادرانش با سارا و نیکا میگوید این ازدواج خوبی نیست

چون نقی میگوید خودش قهرمان کشتی است و زنش شورای شهری

این ها حتی به ترامپ هم جواب مثبت نمیدهند و حتی اگرجواب مثبت بدهند

به دوبرادرش که شاگرد سلمونی اند ،برادرانش نوکر های نقی می شوند.

گرفتن و ضبط اجناس ارسطو در گمرک

که در همین حین موبایلش زنگ میخورد و به او میگویند جنس هایش را لب مرز گرفته اند.

رحمت و ارسطو در مسیر ، با هم در مورد مشکلات ارسطو و چند نفر که بروند

و از ترکیه برای او قاچاق لباس انجام دهند حرف میزنند.

که تصمیم بر این میشود شب در مراسم ختنه سوران پسر فهیمه ارسطو با یک کادو میرود

و از بقیه برای همکاری با او دعوت میکند تا برایش لباس ها را باچمدان وارد کشور کنند.

عمو ترامپ وارد ماجرای سریال پایتخت می شود

مردی که شبیه ترامپ است ، برای ختنه کردن بچه می آید.

مردم در خانه نقی جمع شده اند که در همین حین رحمان و رحیم شروع به خواندن آهنگ آمریکا میکنند.

مردی که میخواهد ختنه کند بچه را به او بر میخورد و میگوید یا به من نگویید ترامپ یا مرگ بر آمریکا نگویید.

و میخواهد مراسم را ترک کند.

که او را میگیرند. بهتاش هم شیطنت میکند و دائم میگوید مرگ بر آمریکا

شروع موضوع قاچاق چمدانی لباس توسط ارسطو و رحمت

همه به دنبال پسر کوچک فهیمه هستند که هما میفهمد او از ترس ختنه سوران در بالای درخت قائم شده است.

ارسطو وارد مجلس می شود و رحمت هم در نقش کسی که دوستش در ترکیه است ، وارد مذاکره می شود

با مهمان ها تا تعدادی از مهمانان را برای قاچاق چمدانی لباس داوطلب کند.

و برای ارسطو لباس وارد کنند.

همینطور هما به نقی زنگ میزند و میگوید بچه مجاب نمی شود تا ختنه اش کنند. و با او حرف بزند

که در همین حین که بچه با دایی نقی حرف میزند ، او را وارد اتاق عمو ترامپ میکنند. تا ختنه اش کند.

بچه در حین مکالمه به نقی میگوید که ارسطو نیز در مجلس حضور دارد.

در همین حین عمو پنجعلی که اسکوتر را برداشته است با آن به سرعت به یکی از قفسه ها برخورد میکند.

و این باعث خرابی هایی در فروشگاه می شود.

ارسطو و رحمت نیز در وسط مراسم ختنه سوران دارند می رقصند و نقی نیز در حال مرتب کردن فروشگاه است.

پس از اینکه شیفت نقی به اتمام می رسد یک دوچرخه برای بچه خواهرش میخرد.

و به همراه پدرش پنجعلی سوار موتور می شود و به سمت خانه راه می افتد.

راز حامله بودن هما حین تصادف و سقط جنین

هما نیز در خواب ، کابوس روز تصادف با ماشین ارسطو را میبیند.

سارا و نیکا نیز برای امتحانشان آماده می شوند و راهی امتحان می شوند.

هما نیز پس از بیدار شدن به فهیمه میگوید بنشیند و به او راز حامله بودنش

در روز تصادف را می گوید و میگوید عذاب وجدان دارد.

در همین حین یکی از تقلب هایی که نیکا برای امتحانش نوشته را میبینند و فکر میکنند که طلسم شده اند.

و فهیمه میگوید باید پیش دعا نویش بروند و باطل طلسم بگیرند

که هما میفهمد این تقلبی است که نیکا نوشته برای امتحان عربی اش.

بهتاش و گرفتن ویزا و پاسپورت

در همین حین نقی وارد خانه می شود و پس از بحث در مورد موتور با بهتاش ، او موتور را سوار می شود و میرود.

که فهیمه بسرعت می آید و میگوید چرا جلوی او را نگرفته است و بهتاش مدارکش را برداشته

و از خانه رفته است و نمیدانند چرا مدارکش را برداشته است.

 همچنین در سبزپندار بخوانید :

دانلود سریال شهرزاد فصل سوم (شهرزاد ۳) با لینک مستقیم

دانلود سریال گلشیفته ( تمام قسمت ها ) با لینک مستقیم

دانلود سریال پایتخت 5 فصل پنجم ( تمام قسمت ها ) با لینک مستقیم

اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات


Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved. SEO by 3EO