تبلیغات

دانلود قسمت سوم سریال گلشیفته با لینک مستقیم | قسمت سوم گلشیفته

دانلود رایگان قسمت سوم سریال گلشیفته با لینک مستقیم و 4 کیفیت مختلف HD با حجم کم

دانلود رایگان قسمت سوم سریال گلشیفته با لینک مستقیم

لینک دانلود مستقیم قسمت سوم 3 سریال گلشیفته اضافه شد

سریال ایرانی و محبوب گلشیفته با حجم کم ، سریال گلشیفته کیفیت HD ، گلشیفته با کیفیت ۱۰۸۰p

Golshifte Series Season 1 Episode 3

دانلود رایگان قسمت سوم سریال گلشیفته با لینک مستقیم و 4 کیفیت مختلف HD با حجم کم

قسمت سوم سریال گلشیفته

خلاصه ی قسمت سوم از سریال گلشیفته

قسمت سوم سریال گلشیفته : در قسمت سوم ، راحله خانم پدر گلی و استاد را به جلسه ای دعوت میکند تا پیرامون اتفاقات حرف بزنند

از طرفی جنجال هایی نیز بخاطر کلیپ های گرفته شده از دعوای استاد و حبیب آقا به راه می افتد.

و گلی از اتفاقات اخیر خیلی خجالت زده از راحله خانم عذرخواهی میکند

برای مشاهده و خرید کلیه قسمت های سریال گلشیفته اینجا کلیک کنید

مشخصات سریال گلشیفته

ژانر: #اجتماعی #کمدی

انتشار:1397    کارگردان: بهروز شعیبی

تهیه کننده : علی اکبر نجفی   نویسنده : خشایار الوند

بازیگران: مهدی هاشمی ، مهناز افشار ، سیامک انصاری ، ویشکا آسایش

هومن سیدی ، شیلا خداداد ، بهاره کیان افشار و نازنین بیاتی

مدت زمان: میانگین هر قسمت 50 دقیقه

آنچه در قسمت سوم از سریال گلشیفته می بینید

آنونس قسمت سوم سریال گلشیفته

دانلود رایگان آنونس قسمت سوم از گلشیفته

لینک دانلود مستقیم قسمت سوم از سریال گلشیفته

قسمت سوم سریال گلشیفته | گلشیفته قسمت 3

خرید و دانلود قانونی قسمت سوم گلشیفته  :

دانلود با لینک مستقیم کیفیت  4K     قیمت : 3000 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 1080p        قیمت : 2500 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 720p         قیمت : 2000 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 480p        قیمت : 1500 تومان

خلاصه داستان قسمتهای  گذشته از سریال گلشیفته ( آنچه گذشت )

مرگ دکتر نامی و انتخاب گلشیفته به عنوان رئیس جدید دانشگاه

در ابتدای فیلم یک مرد مسن در خانه ای قدیمی درب های رنگی را باز و شروع به مطالعه روزنامه میکند.

که کلفت خانه می آید تا قرص هایش را به او بدهد و از او میخواهد

صبحانه اش را بخورد و نرم افزار تلگرام را نصب کند و عکس نوه اش را در اینستاگرام به او نشان می دهد.

پس از آن پیرمرد خانه را ترک میکند و به سمت دانشگاهش می رود

و از منشی اش میخواهد یکی از اساتید به نام گلشیفته را خبر کند

تا هر چه سریع تر به اتاق او برود ، خانم گلشیفته ، استاد هنر و معماری است.

وقتی خانم گلشیفته وارد اتاق پروفسور نامی می شود

و او را صدا میزند وی پاسخ نمیدهد.

و خانم گلشیفته احساس میکند او فوت کرده است.

گلی رتبه یک کنکور و مخالفت پدرش با ادامه تحصیل او در تهران

در سکانس بعدی دانش آموزی با خوشحالی بسیار به مدرسه می آید

و به خانم مرادی میگوید که نفر اول کنکور شده است

آن ها که خیلی خوشحال اند پدر دانش آموز (گلی) را دعوت میکنند

تا او را متقاعد کنند تا اجازه دهد دخترش درسش را در تهران ادامه دهد .

که مدیر مدرسه نمیتواند پدر گلی را راضی به این موضوع کند.

شوهر گلشیفته جلوی دانشگاه به دنبال او می آید

و پس از سوار شدن ، گلشیفته ماجرای مرگ دکتر نامی را میگوید.

پس از آن تصمیم میگیرند قبل از رفتن به خانه ی پدر گلشیفته ماشین را به کارواش ببرند.

در کارواش شوهرش گلشیفته بحث بچه دار شدن را پیش میکشد.

که گلشیفته انکار میکند و می گوید فعلا آمادگی رفتن به کلینیک برای درمان را ندارد.

مژگان قهرمان ووشو و معرفی بعنوان عضو تیم ملی برای المپیک

در بخش دیگری مژگان و دوستش در حال تمرین ووشو هستند.

که پس از پایان تمرین ، استادشان به او میگوید اسمش را برای المپیک بعدی

رد کرده است و جوابش بزودی می آید.

رضایت حبیب آقا به ادامه تحصیل در تهران و تعقیب گلی تا دانشگاه

حبیب آقا هم راضی می شود تا دخترش گلی را به دانشگاه تهران بفرستد و او را بدرقه می کند.

سپس بدون اینکه گلی از حضور پدرش بویی ببرد ، او را دنبال می کند

تا تهران و به دنبال اتوبوس حرکت میکند. فواد و خانم گلشیفته هم در حال انجام امورشان هستند.

گلشیفته بسیار استرس دارد چون رئیس شده است

و امروز قرار است وزیر و رتبه اول کنکور به آنجا بیایند.

وقتی گلی به تهران می رسد ، پدرش نیز به دنبال اوست تا از سالم بودن او مطمئن باشد.

جلوی خوابگاه ، پدر گلی با نگهبان حرف هایی میزند

همینطور از او میخواهد مدیر خوابگاه را صدا بزند که در همین حین

گلی بیرون می آید و پدرش فرار میکند تا گلی او را نبیند.

گلی به دانشگاه می رود و خانم گلشیفته نیز در حال بررسی امور

برای آماده بودن کامل هنگام رسیدن وزیر است.

وقتی گلی را میبیند با او کمی در اتاقش حرف میزند و از او میخواهد در بالا

و هنگام سخنرانی اش از کسانی که کمک کردند تا رتبه یک کنکور شود تشکر کند.

حضور هومن گامنو در سریال گلشیفته

در بخش تست گرفتن هومن گامنو یکی از آهنگ هایش را که

برای سریال گلشیفته آماده کرده است میخواند

تهران با طه یه دسته دار بود ، دستشو بریدن ، وصله دار شد.

دیدار خانم گلشیفته رئیس دانشگاه با ترم اولی ها و عصبانیت حبیب آقا از حضور دخترش بین پسران

پس از آن رئیس دانشگاه به اتفاق ترم اولی ها می رود تا با هم عکس بگیرند.

در همین حین ، پدر گلی ناراحت می شود و از پنجره ای که نمیتوانسته راه رفتن به حیاط دانشگاه

را پیدا کند نسبت به اینکه دخترش بین سی چهل پسر است و میخواهد درس بخواند ، واکنش نشان می دهد.

افتادن حبیب آقا از طبقه دوم ساختمان دانشگاه

که در حین عصبانیت و حرف هایش یک نگهبان از او میپرسد اینجا چیکار میکنین

که حبیب آقا هول می شود و از پنجره به پایین پرت می شود.

جنجالی شدن ماجرای دانشگاه و پرت شدن پدر گلی از طبقه دوم

هومن نیز یک ژورنالیست است که بر ضد نظام و مسئولین مطالبی را منتشر میکند.

و از ویدیوی حضور پدر گلی و صبحانه ی دانشگاه فیلم هایی را می سازد

و در شبکه های اجتماعی منتشر میکند. که همسر گلشیفته این کلیپ را میبیند

و کتش را بر میدارد و به سمت دانشگاه حرکت میکند.

داستان قسمت دوم از سریال گلشیفته

داستان قسمت دوم : سرگیجه

در ابتدای این قسمت ، همسر راحله که معاون وزیر ورزش است خود را به دانشگاه همسرش می رساند

در حالییکه همسرش دارد به وزیر علوم پاسخ می دهد

و زیپ بسته ای که شبیه بسته های حمل جسد است را باز میکند. میرسد

و باقیمانده ی ماکتی که به مسابقات جهانی راه یافته است

را نشان می دهد که پدر گلشیفته روی آن افتاده است.

سپس وزیر به دیدار پدر گلی می رود که گلی دارد به او آب قند میدهد

وزیر احوال آقای دلگشا را جویا میشود

با خبر شدن راحله از حواشی ایجاد شده در شبکه های اجتماعی

همچنین در گوشه این احوالات راحله شوهرش را به اتاقش هدایت میکند

تا ببیند چرا او به دانشگاه آمده که شوهرش او را از حواشی ایجاد شده

در این مراسم که در شبکه های اجتماعی انتشار یافته است ، آگاه میکند

و چندین پست از جمله ظروف طلا ، ماجرای افتادن پدر گلی از بالای ساختمان

و همچنین اتهام زنی به شوهرش که با رانت ، راحله را به ریاست دانشگاه رسانده است.

به او نشان می دهد ، فوآد به راحله پیشنهاد میکند که پدر گلی پیش چند خبرنگار

در همان محلی که به پایین افتاده است ، مصاحبه کند .

که راحله میگوید بعد از اینکه ایشان حالش خوب شد این کار راخواهند کرد.

و خودش این موضوعات را مدیریت خواهد کرد.

مژگان و اعزام به بلغارستان برای مسابقات وشوو

در بخش دیگری ، مژگان میرزایی که برای مسابقات وشوو به المپیک معرفی شده است ، در حال تمرین است

تا برای مسابقات آمادگی کامل داشته باشد

و در همین حین ، شوهرش و دختر کوچیکش در خانه با آهنگ حمید هیراد

در حال رقص و برنامه ریزی برای جشن تولد مژگان هستند.

که ناگهان مژگان می آید و پیش از آنکه انها بتوانند برنامه ریزی خودشان را اجرایی کنند آنها را غافلگیر میکند.

شروع به نهار خوردن می کنند که ناگهان مرضیه خواهر ضیا وارد خانه میشود و شروع میکند به نهار خوردن و تیکه انداختن به مژگان

باجگیری هومن به کمک بیتا و سعیده

در بخش دیگری هومن به دنبال سعیده می رود و در ماشین او را با بیتا آشنا می کند و با هم به یک جشن تولد می روند

وقتی می رسند بیتا در ماشین می ماند و هومن و سعیده وارد مراسم می شوند.

پس از آن هومن به سعیده میگوید یک جا بنشیند و خودش به همراه پدر ترانه (کسی که تولدش است) نزد ماشینشان میرود

و بیتا را به او نشان میدهد و میگوید کادو هومن به دختر ایشان معرفی بیتا خانم است

که پدر ترانه میپرسد آنها را که فرستاده است که او نام آرش نعمتی را میگوید

و میگوید پدر ترانه ، آرش را بدبخت کرده است.که پدرترانه به هومن میگوید : گورت را گم کن

که هومن میگوید ، باشه من میرم ولی اون دختری که تو مراسم نشسته

دستش یه کادو هست پر از عکس و فیلم های ایشان و بیتا

بیتا هم که اینجاست …حالا خود پرویز تصمیم بگیرد چیکار کنیم.

که پرویز میگوید از او چه میخواهد که هومن میگوید : 25 میلیون تومان پول

که او را بیرون میکند و میگوید : من کف دست تو تف هم نمیندازم

در همین حین هومن در گوشی اش به شخصی میگوید که آپلودش کن

و به پرویز نیز میگوید عکس هایت را در فضای مجازی منتشر میکنم و در ال سی دی

داخل همین مراسم نیز فیلم هایت با این خانم را پخشش میکنم

که پرویز میترسد و کوتاه می آید و به دستیارش میگوید دسته چک او را بیاورند.

مهمان ناخوانده : حبیب آقا و گلی به خانه افشار می روند

فوآد نیز به خانه میرود و به دنبال همسرش میگردد که با آقای دلگشا و دخترش گلی مواجه می شود.

فوآد در حالیکه هنوز بهت زده است ، به آقای دلگشا معرفی میشود.

فوآد و راحله به اتاق میروند تا در مورد علت حضور آقای دلگشا و گلی در خانه حرف بزنند

که در همین حین گلی و پدرش نیز در مورد علت حضور آقای دلگشا در تهران حرف میزنند.

و پدرش نیز میگوید با هم به یزد بر میگردند.

راحله خانم ، گلی را صدا میزند تا باهم سفره را آماده کنند و آقای افشار نیز پیش آقای دلگشا می آیند

تا باهم حرف بزنند که آقای دلگشا میگوید ما باید زحمت را کم کنیم

که آقای افشار تعجب میکند و میگوید مگه نمیخواهید فردا بروید به دانشگاه ؟

که حبیب آقا میگوید این حرف ها را من درک نمیکنم و نمیتوانم بگذارم دخترم بین آن همه پسر درس بخواند

از پشت گلی و راحله خانم با پانتومیم به فوآد میگوید که چه بگوید و او نیز سی میکند این حرف ها را به آقای دلگشا بزند

ولی آقای دلگشا به این قضیه رضایت نمیدهد

پس از آن سر سفره شام ، پدر گلی با شروطی میپذیرد که گلی در تهران درس بخواند

( البته پس از بررسی دقیق تر شرایط ) ، آخر شب گلی به اتاق راحله خانم می رود

تا ببیند ایشان چه میکنند که با هم حرف هایی در مورد زلزله

و اینکه گلی مادر و همه اقوامشان را در زلزله ای از دست داده است.میزنند.

و راحله خانم از او میپرسد چرا این رشته را انتخاب کرده است که او از علاقه ای

که از کودکی به این رشته داشته است میگوید.

برنامه نود ، فردوسی پور و آقای فوآد افشار معاون وزیر ورزش

پدر گلی و آقای افشار در حال دیدن برنامه نود هستند که آقای دلگشا از اینکه فردوسی پور

چقدر خوب است و همه مدیران را رسوا میکند و … میگوید

اتفاقا در همان لحظه آقای افشار به عنوان مهمان تلفنی فردوسی پور با 90 مصاحبه میکند و پدر گلی نیز خوابش میبرد.

که در میانه های مصاحبه پدر گلی بیدار میشود و فریاد میزند : زلزله ، زلزله که تماس قطع میشود.

و این فریاد ها باعث میشود روز بعد همه در مورد زلزله و ترس از آن حرف بزنند.

ضیا نمیتواند با مژگان به بلغارستان برود

همچنین مژگان و ضیا همسرش می روند تا مدارکشان را برای اعزام به بلغارستان و مسابقات فراهم کنند

که در همین حین دکتر ضیا را که آسیب های زیادی موقع تمرین با مژگان دیده است را معاینه میکند

و به او میگوید آسیب های زیادی دیده است.

پس از آن نیز مسئول اعزام به آنها میگوید ضیا نمیتواند با همسرش به مسابقات برود.

و میگوید مسئول این ماجرا آقای افشار است و باید پیش او بروند تا تصمیم نهایی را بگیرد.

همچنین به خاطر اتفاقات شب گذشته و داد زدن زلزله در برنامه 90

دو نفر در اتاق آقای افشار ایشان را مواخذه میکنند.

حضور حبیب آقا در کلاس گلی و دعوا با استاد دانشگاه

پس از آن حبیب آقا و گلی و راحله خانم به سمت دانشگاه حرکت میکنند.

در دانشگاه گلی به سر کلاس میرود که پدرش هم میرود تا سر آن کلاس بنشیند.

و پس از آمدن استاد و پرسیدن چند سوال حبیب آقا استاد را ناراحت میکند و استاد او را از کلاس بیرون میکند

در همین حین مسئول حراست بخاطر اینکه خانم رییس اجازه داده پدر گلی به سر کلاس بیاید با ایشان بحث میکند

که در همین لحظه خبر میدهند که حبیب آقا با استاد جر و بحث میکنند و در حال توهین به یکدیگر هستند.

که وقتی خانم گلشیفته به آنجا می رسد و وضعیت را میبیند ، با عصبانیت داد میزند که وضعیت را تمام کنند و به جلسه بیایند.

همچنین در سبزپندار بخوانید :

بازیگران سریال گلشیفته و تصاویر پشت صحنه

موضوع و داستان کامل سریال گلشیفته | داستان همه قسمت های سریال گلشیفته

دانلود آهنگ تیتراژ سریال گلشیفته با صدای حمید هیراد | متن آهنگ دیوانه شهر تیراژ سریال گلشیفته

برچسب ها :
اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات




Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved. SEO by 3EO