تبلیغات

خلاصه داستان قسمت 9 نهم سریال شهرزاد 3 فصل سوم (تلخ ترین و غم انگیز ترین قسمت شهرزاد )

خلاصه داستان قسمت 9 نهم سریال شهرزاد 3 فصل سوم (تلخ ترین و غم انگیز ترین قسمت شهرزاد )

داستان کامل قسمت نهم سریال شهرزاد فصل سوم

خلاصه داستان قسمت 9 نهم سریال شهرزاد 3 فصل سوم (تلخ ترین و غم انگیز ترین قسمت شهرزاد )

قسمت نهم سریال شهرزاد 3 :قسمت 9 سریال شهرزاد در روز دوشنبه 27 فروردین 1397 برای نمایش در شبکه خانگی پخش شده است.

در ادامه داستان این قسمت از سریال را برای شما عزیزان آماده کرده ایم :

داستان قسمت نهم سریال شهرزاد

خواهش مرضیه خانم از شهرزاد برای نجات جان پسرش

قسمت نهم که میتوان از آن به عنوان غم انگیزترین قسمت شهرزاد نام برد ، با آمدن امید به خانه ی شهرزاد شروع می شود.

نصرت امید را به خانه ی شهرزاد برده و پس از آن خواسته قباد مبنی بر برگشتن شهرزاد

به عمارت دیوانسالار در مقابل نجات جان فرهاد را برای او مطرح می کند.

مرضیه خانم مادر فرهاد این حرف ها را می شنود و پس از رفتن نصرت از شهرزاد میخواهد

تا به اتاقش بیاید و با ناراحتی و التماس میخواهد او به خواسته ی قباد تن دهد

و به پای شهرزاد می افتد و عشق شهرزاد و فرهاد را عشقی شوم میخواند.

شام هوشنگ و حمیرا در رستوران و ملاقات با مهری زن صیغه ای هوشنگ

پس از این ماجرا شهرزاد با گریه امید را بغل کرده و به اتاق می رود ، هوشنگ و حمیرا نیز در حال رفتن به خانه هستند

که حمیرا به هوشنگ می گوید برای شام به یک رستوران بروند تا دل بچه باز شود.

دانلود قسمت 9 شهرزاد 3 | دانلود فصل سوم شهرزاد قسمت نهم

هوشنگ نیز به اتفاق حمیرا و پسرشان به یک رستوران مجلل می رود و پس از آنکه غذا را می آورند

هوشنگ ناگهان مهری را میبیند که با یک مرد به آنجا آمده است.

پس از آن به بهانه دستشویی بیرون میرود که مهری نیز بیرون می رود تا با او حرف بزند.

مهری پس از آنکه ماجرای نامزدی اش با یک مهندس را میگوید

و ناراحتی و اصرار هوشنگ را برای بر هم زدن زندگی اش را میبیند

او را به افشاگری بخاطر کار هایش با قباد دیوانسالار تهدید میکند و او را ترک میکند.

پس از آن در ماشین نشسته و شروع به گریه میکند که حمیرا نگران شده و در پی او می آید.

و وقتی گریه او را میبیند فکر میکند او بخاطر مرگ آقا هاشم گریه میکند.

و او را دلداری میدهد و برای ادامه شام به رستوران می روند.

شهرزاد در مقبره بزرگ آقا از بدی های او به مردم می گوید

شهرزاد به مقبره بزرگ آقا میرود و با عصبانیت با او حرف میزند

و میگوید که خودش مرده است ولی چه عشق هایی را که بهم نزده است.

چه بلاهایی که به سر مردم نیاورده است.

از اینکه عشق پیری بزرگ آقا نسبت به خودش را درک کرده است

می گوید و حرف های بزرگ آقا را برایش بازگو میکند ، پس از آن میگوید که امیدوار است

فرهاد ، بلقیس خانم خواهر بزرگ آقا و همه کسانی که بزرگ آقا در حق آنها بدی کرده است.

از جمله پدر و مادران خودش و فرهاد و در نهایت نیز دختر خوشحالی که روزی در وجود شهرزاد جریان داشت. او را ببخشند.

قبول شرط نصرت توسط شهرزاد در قبال رها شدن فرهاد از مرگ

پس از آن به بیمارستان می رود و در آنجا نصرت را میبیند که نصرت نتیجه ی درخواستش را میپرسد و شهرزاد می گوید

در صورتی که فرهاد اعدام نشود ، فقط و فقط به آن خانه می آید

تا بالای سر امید باشد و به قباد هیچ کاری ندارد.

قباد نیز با تیموری قرار ملاقاتی میگذارد و در آنجا به او پیشنهاد یک رشوه سنگین می دهد تا فرهاد را از چوبه دار نجات دهد.

شهرزاد به دیدن فرهاد می رود تا با او ملاقات کرده و از او بخواهد حکم متارکه را امضا کند

و با اشک این درخواست را از او میکند ولی فرهاد عصبانی می شود و میگوید با این کار خود شهرزاد چوبه ی دار او می شود

و شروع به پرخاش کرده و اتاق را ترک میکند و پس از آن

در سلولش شروع به فریاد کشیدن میکند و مشت به در و دیوار میزند.

ترک خانه ی فرهاد و اشک و ماتم شهرزاد

شهرزاد نیز همه طلا هایش را می فروشد و در خانه خودش و فرهاد می گذارد تا مادر فرهاد بتواند

با آن گذران زندگی کند و چمدانش را بر میدارد و آنجا را ترک میکند.

پس از آن با حضور وکیل قباد و … از فرهاد طلاق غیابی میگیرد و نصرت نیز با خوشحالی این پیام را برای قباد میبرد.

پس از آن فرهاد را میبرند تا حکم جدید دادگاه را به فرهاد ابلاغ کنند و او را به اتاق سرهنگ تیموری برده

و حکم را برای او میخوانند و او از اعدام به حبس ابد تخفیف مجازات می یابد.

دیدن هاشم خان در خواب

پس از آنکه فرهاد به سلولش می رسد از ناراحتی به خواب می رود و خواب هاشم خان را میبیند

که به او میگوید ته دنیا هم که باشی ، همین که باشی دلگرمی مادر و خواهرت هستی

و در پاسخ اینکه فرهاد میگوید دلگرمی ای برای شهرزاد نیست ، می گوید که عشق با امضای روی کاغذ

ایجاد نمیشود که با این امضا از بین برود و پس از آن فرهاد از خواب بیدار می شود.

مرضیه خانم و میترا نیز به دیدن مادر شهرزاد می روند ، شهرزاد نیز به حمیرا اشاره میکند که بگوید او نیست.

پس از آن مرضیه خانم و پروین خانم به حرف زدن می نشینند که شهرزاد

چقدر زجر کشیده است و تبریک به مرضیه خانم بخاطر تخفیف حکم پسرش

تماس نصرت برای عزیمت شهرزاد به عمارت دیوانسالار

پس از آن نصرت به شهرزاد زنگ میزند تا به خانه دیوانسالار بیاید ولی شهرزاد تا چهلم هاشم خان مهلت میخواهد.

اما نصرت می گوید مخالف این قضیه است و دو روز بعد ماشینی را به دنبال شهرزاد می فرستد.

در پایان فیلم نیز شهرزاد به مادرش میگوید او هم مانند فرهاد دارد به حبس ابد می رود.

که مادرش میگوید تو بالای سر فرزندت می روی و ماجرای سو قصد اکرم به جان امید را نیز برای شهرزاد تعریف میکند.

همچنین در سبزپندار بخوانید :

دانلود سریال پایتخت 5 فصل پنجم ( تمام قسمت ها ) با لینک مستقیم

دانلود سریال شهرزاد فصل سوم (شهرزاد ۳) با لینک مستقیم

دانلود سریال گلشیفته ( تمام قسمت ها ) با لینک مستقیم

برچسب ها :
اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات


Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved.