خلاصه داستان قسمت 4 چهارم سریال گلشیفته

داستان کامل و فیلم نامه قسمت چهارم سریال گلشیفته

خلاصه داستان قسمت 4 چهارم سریال گلشیفته

قسمت چهارم سریال خانگی گلشیفته در رو چهارشنبه مورخ 22 فروردین 1397 از شبکه نمایش خانگی پخش و منتشر شد.

در این قسمت که با نام کازابلانکا می باشد ، ماهیت سریال بیشتر حقوق زنان می باشد.

در ادامه داستان این سریال جذاب را دنبال می کنیم.

خرید و دانلود قانونی قسمت چهارم سریال گلشیفته

کیفیت های قسمت چهارم 4 از سریال گلشیفته با لینک مستقیم

دانلود با لینک مستقیم کیفیت  4K     قیمت : 3000 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 1080p        قیمت : 2500 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 720p         قیمت : 2000 تومان

دانلود با لینک مستقیم کیفیت 480p        قیمت : 1500 تومان

خرید قسمت چهارم از طریق ربات تلگرام

قسمت چهارم کازابلانکا

در ابتدای قسمت چهارم وحید و نامزدش شروع در حال بازی و تهیه دابسمش با آهنگ ها و صوت های مختلف هستند.

که در همین موقع ، وحید یاد پدرش می افتد و شروع به گریه میکند.

پس از آن وحید به هنگامه می گوید این دابسمش ها گیر ندهند که نامزدش می گوید به دابسمش کسی کاری ندارد و فقط تلویزیون را رصد میکنند.

که وحید سعی میکند نامزدش را به خانه اش که خالی است یا گاوداریشان ببرد ، که نامزدش انکار میکند و ناراحت می شود.

و وقتی او صدایش را بلند میکند میگوید ما گاوداری نداریم ولی مسائل اخلاقی هم نداریم و ماجرای سعیده را پیش میکشد و با هم بحث میکنند.

آمادگی و تمرین مژگان برای مسابقات جهانی

مژگان نیز سخت در حال تمرین برای مسابقات جهانی است.

که مربی اش میگوید مدارکش را به فدراسیون داده است یا نه

که میگوید ضیا در حال پیگیری آن است تا با هم برویم و ضیا خیلی مهربان است.

که مربی اش میگوید تو خوش خیالی و …

همچنین فوآد در یک کنفرانس خبری برای تبیین رویکرد مدیریتی اش ، شعار هایی در مورد حقوق زنان می دهد.

راحله نیز دختر حبیب آقا را میبیند و میپرسد اینجا چکار میکند که میگوید منتظر پدرش است تا با او به یزد برگردند.

که خانم گلشیفته می گوید احتمالا پدرش پشیمان شده است و او را به کلاس میفرستد.


دانلود قسمت چهارم سریال گلشیفته با لینک مستقیم | قسمت چهارم 4 گلشیفته


تصمیم حبیب آقا برای بردن گلی به یزد و ناراحتی راحله از حرف های فوآد

همچنین پدر گلی نیز می آید تا با هم به یزد بازگردند ولی خانم گلشیفته ناراحت می شود.

و میگوید مگر قرار نبود بگذارید گلی مستقل شود که میگوید من سر حرفم هستم.

ولی آقای افشار برای اینکه میخواست شغل پیدا کند سر حرفش نیست.

و گفت چرا اینجا مانده ای و برو از همانی که شما را اینجا نگه داشته یعنی همسرم کار بگیر.

که خانم گلشیفته خیلی ناراحت می شود در همین حین ، آبدارچی دانشکده می گوید تلویزیون دارد آقای افشار را نشان می دهد.

و وقتی تلویزیون را روشن می کنند از حقوق زنان حرف میزند که حبیب آقا میگوید کاش همیشه اینجوری حرف میزد و دارد مثل آدم حرف میزند.

که در همین لحظات و در وسط این کنفرانس ، راحله شروع میکند به زنگ زدن تا با فوآد حرف بزند.

رسوایی آقای افشار پیش خبرنگار ها به دلیل بسته بودن میکروفون سیار به او

در همین موقع ، کنفرانس پایان می یابد و با جواب دادن تلفن ، فوآد است که با بحث های راحله مواجه می شود.

غافل از اینکه میکروفون به او وصل است و همه در حال شنیدن مکالمه آن ها هستند.

بهت همه خبرنگار ها را برداشته است و شنیدن بحث های راحله و فوآد در مورد پدر گلشیفته و …. آنها را متعجب کرده است.

وقتی منشی اش هم می آید تا به او بگوید میکروفون به او متصل است مانع از منشی می شود و متوجه حرف هایش نمی شود.

وقتی به دنبال منشی می آید و میفهمد صدایش از میکروفون پخش می شده است.

با بهت بسیار خبرنگاران را نظاره میکند و با عصبانیت از اتاق خارج می شود.

تصمیم برای ازدواج حبیب آقا و زمینه سازی برای آن

وقتی راحله به اتاق می آید با هم حرف هایی میزنند و گلی میگوید:

پدرم با این وضعیت فقط راضی شده است یک ترم من در اینجا بمانم ولی من میخواهم همینجا فارغ التحصیل شوم.

که راحله میگوید نمیشود و پدرت میخواهد پیش خانواده و کارش برود.

که گلی میگوید پدرم معمار است و هر جا چنین کار هایی باشد میتواند مشغول شود.

و ما در یزد هم کسی را نداریم که با شنیدن این حرف ، خانم گلشیفته میگوید :

باید برای پدرت زن بگیریم تا دست از این همه حساسیت روی تو بردارد.

که گلی مخالفت میکند ولی خانم گلشیفته سعی میکند او را راضی کند.

پس از آن شب قرار میگذارند تا در خانه خانم گلشیفته با هم فکر هایشان را بکنند.

تا گلی بتواند درسش را ادامه دهد.

باخبر شدن سعیده از فروش خانه پدرس و دروغ های وحید

سعیده نیز به خانه شان می رود و میبیند کارگر ها در حال اسباب کشی هستند.

وقتی از وحید علت را جویا می شود او به دروغ می گوید خانه رهن بانک بوده

و چون نتوانسته اند وام را پس بدهند ، خانه را برای مزایده گذاشته اند.

و به دروغ میگوید خودش نیز میخواهد شب ها را در گاوداری بگذراند.

و سعیده نیز بهتر است به خانه ی دوستانش برود و وقتی وحید کار ها را راست و ریست کرد او را خبر میکند.

وقتی سعید ماجرا را برای هومن میگوید ، هومن میگوید وحید دارد دروغ می گوید

و او از همه حساب های پدرش خبر دارد و او هیچ وامی بر نداشته است.

گلی نیز در خانه با راحله خانم در حال آشپزی و بحث در مورد ازدواج حبیب آقا است

که آیفون زنگ میزند و گلی درب را برای پدرش باز میکند.

پس از آن راحله خانم میخواهد گلی او و پدرش را تنها بگذارد تا با هم حرف بزنند

و پس از آن راحله خانم با حبیب آقا در مورد اینکه باید ازدواج کنند حرف میزند.

که حبیب آقا ناراحت می شود و میگوید حاضر نیست کسی را بالای سر گلی بیاورد و به حیاط می رود.

فوآد ، دعوا ، ترک خانه

در همین لحظات فوآد وارد خانه می شود و بخاطر حضور حبیب آقا

و گلی با گلشیفته دعوا میکند و ناراحت شده و خانه را ترک میکند.

سعیده نیز به گاوداری پدرش می رود و بخاطر دروغ های وحید از او توضیح می خواهد

که با ناراحتی وحید مواجه می شود و میگوید تو نباید از ارث بابا سهمی بخواهی…

که سعیده ناراحت شده و آنجا را ترک میکند.

کمک خواستن آقای افشار از حراست دانشگاه راحله برای اخراج او

که افشار روز بعد پیش حاج آقا مومنی می رود و میگوید باید کاری کند که راحله مدیریت را رها کند

و او نیز طبق حرف های فوآد با راحله حرف میزند و میگوید باید چند هفته به سر کار نیاید

ولی خانم گلشیفته مخالفت می کند و میگوید میخواهد بیاید و …

که حاج آقا مومنی می گوید پس باید رضایت همسرش را جلب کند.

که راحله متعجب می شود و میگوید اصلا به شوهر من چه ربطی دارد کار من

که میفهمد این حرف ها توسط فوآد به آقای مومنی زده شده است و عصبانی اتاق حاج آقا مومنی را ترک میکند.

ماجرای حذف مژگان از المپیک و ناراحتی از ضیا

ضیا نیز به خانه می آید و میبیند مژگان در بالا دارد تمرین میکند برای همین به آنجا می رود

و کمکش میکند و حرف میزند که او باید بیشتر برای مانلی مادری کند ، در همین لحظات محبوبه دوست مژگان

زنگ میزند و میگوید او چرا انصراف داده است که او متعجب میگوی انصراف نداده است.

پس از آن از ضیا توضیح می خواهد که ضیا ماجرای رفتنش پیش افشار را میگوید و میگوید او اسمش را خط زده است.

کمک خواستن مژگان از راحله برای رفتن به مسابقات

روز بعد مژگان پیش افشار می رود ولی او بدون توجه به او ، از وزارتخانه خارج می شود

که مژگان مجبور می شود به دانشکده رفته و با راحله دیدار می کند.

پس از آن راحله قول میدهد تا به او کمک کند.

وقتی فوآد وارد خانه می شود علاوه بر راحله گلی ، حبیب آقا و مژگان را در خانه می بیند

و متعجب می شود که وقتی علت مشکل مژگان را میپرسند میگوید شوهرش رضایت نمیدهد و با عصبانیت خانه را ترک میکند.

مذاکره با ضیا برای رفتن مژگان به مسابقات جهانی

روز بعد راحله و حبیب آقا به خانه ضیا می روند تا با ضیا برای اجازه رفتن مژگان به مسابقات حرف بزنند.

که حبیب آقا اول فکر میکند مژگان میخواهد به المپیاد برود و از اول حمایت میکند ولی وقتی میفهمد ماجرا یک ورزش رزمی است مخالفت می کند.

آشنایی و حبیب آقا با مرضیه خواهر ضیا

که مرضیه خواهر ضیا ، حرف های حبیب آقا را تایید میکند

پس از آن خانم گلشیفته میگوید من هزینه رفتن آقای ضیا را میدهم تا او نیز با مژگان برود.

که مرضیه نمیگذارد و میخواهد او بعنوان یکی از اعضای تیم برود.

که ضیا نیز حرف های او را تایید میکند و در همین موقع مژگان و راحله قهر کرده

و از خانه خارج می شوند و ضیا به دنبال آنها ولی مرضیه و حبیب آقا با هم نشسته و شروع به حرف زدن میکنند.

همچنین در سبزپندار بخوانید :

دانلود سریال شهرزاد فصل سوم (شهرزاد ۳) با لینک مستقیم

دانلود سریال گلشیفته ( تمام قسمت ها ) با لینک مستقیم