تبلیغات

خلاصه داستان قسمت شانزدهم پایتخت 5 فصل پنجم | داستان و فیلمنامه سریال پایتخت قسمت شانزدهم 16

خلاصه داستان قسمت شانزدهم پایتخت 5 فصل پنجم | داستان و فیلمنامه سریال پایتخت قسمت شانزدهم 16

خلاصه داستان قسمت شانزدهم پایتخت 5 فصل پنجم | داستان و فیلمنامه سریال پایتخت قسمت شانزدهم 16

خلاصه داستان قسمت شانزدهم پایتخت 5 فصل پنجم

قسمت 16 شانزدهم سریال پایتخت 5 جمعه 17 فروردین 97

قسمت شانزدهم پایتخت در جمعه 17 فروردین 1397 از طریق شبکه یک سیما پخش شد.

در این مطلب اتفاقاتی که برای نقی و خانواده اش ، ارسطو و رحمت در این قسمت افتاده است را برای شما عزیزان بیان میکنیم.

با توجه به ایام نوروز و اینکه اکثر هموطنان عزیزمان در مسافرت های نوروزی بوده و با کمبود امکانات برای مشاهده تلویزیون

مواجه هستند ، در این پست داستان قسمت شانزدهم از پایتخت 5 را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

از نارضایتی بهبود تا عاشقانه های نقی و هما

در ابتدای این قسمت رحمت ناگهان از خواب میپرد و چشمش به عکس بهبود می افتد.

 و ارسطو را بیدار میکند و میگوید فکر کنم بهبود در مورد قضایای ازدواجش با فهیمه رضایت ندارد.

و نقی نیز در حال نگهبانی اطراف است که ناگهان هما از خواب بیدار می شود.

و آرکان را جلوی چشمش میبیند و درباره او از نقی میپرسد.

همینطور پس از آن نقی و هما با هم در مورد اینکه اگر مردند چه اتفاقی بیفتد و …

مطلع شدن نقی از ماجرای بارداری هما حین تصادف و دعوا با ارسطو

حرف میزنند ، همینطور هما ماجرای باردار بودنش قبل از تصادف را به نقی میگوید که نقی عصبانی می شود.

و ارسطو را بیدار میکند و با هم به بحث میپردازند.

که ناگهان دو بچه از عقب نگاه داخل ماشین میکنند و همه میترسند.

خانواده سوری و مواجهه با خانواده نقی

ناگهان همه مسلح می شوند و شروع به تیر هوایی میکنند که خانواده بچه ها نیز می آیند.

و زاری میکنند که سوری هستند و کمک میخواهند.

که الیزابت میگوید به آنها اعتماد نکنند و ممکن است انتحاری باشند.

که بهتاش و رحمت برای بررسی حرف آنها جلو میروند و آنها را بازرسی میکنند.

همچنین ماشین را که بخاطر ترس توسط الیزابت در یک دست انداز افتاده به کمک هم از آنجا خارج میکنند.

و پس از آن به نماز صبح می ایستند و الیزابت نیز نگهبانی میدهد و با حسرت آنها را نگاه میکند.

تماس نقی و دادن خبر زنده بودنش و حرکت به سوی لاذقیه در قسمت شانزدهم پایتخت

پس از طلوع خورشید همه سوار نفربر میشوند و به سمت لاذقیه حرکت میکنند.

در همین حین ، برادر آن سوریه ای که آنها ایشان را سوار کرده اند به او زنگ میزند و میگوید به یک کارخانه متروکه بروند

و فعلا به طرف لاذقیه نیایند چون آنجا درگیری است و داعش در حال حمله سنگین است.

وقتی مرد سوریه ای در مورد احوال آنها را میپرسد و آنها داستان را میگویند باور نمیکند و میگوید شما دروغ میگویید.

پس از آن نقی موبایل او را میگیرد تا به خانه شان زنگ بزنند.

و نقی به خانه زنگ میزند که بهروز گوشی را بر میدارد و احوال او را میپرسند.

که متوجه می شوند در علی آّباد برای آنها ختم گرفته اند و فکر میکنند آنها مرده اند.

که نقی به برادرش تقی میگوید آنها در سوریه هستند.

در همین حین مرد سوری کارخانه ای که برادرش گفته بود را میبیند و خوشحال می شود.

و به داخل سوریه می روند.

در صورت تمایل به مطالعه داستان قسمت های گذشته و دانلود فیلم آن قسمت از لینک های زیر استفاده کنید.

دانلود و داستان قسمت اول پایتخت 5

دانلود و داستان قسمت دوم پایتخت 5

دانلود و داستان قسمت سوم پایتخت 5

داستان قسمت چهارم پایتخت 5

دانلود و پخش آنلاین قسمت چهارم پایتخت 5

داستان قسمت 5 سریال پایتخت 5

پخش آنلاین و دانلود قسمت پنجم پایتخت 5

پخش آنلاین و دانلود قسمت 6 پایتخت 5

داستان قسمت 6 سریال پایتخت 5

داستان قسمت هفتم پایتخت فصل پنجم

داستان قسمت هشتم پایتخت 5 فصل پنجم

پخش آنلاین و دانلود قسمت 8 پایتخت 5

داستان قسمت نهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت دهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت یازدهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت دوازدهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت سیزدهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت چهاردهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت پانزدهم پایتخت 5 فصل پنجم

اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات




Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved. SEO by 3EO