تبلیغات

خلاصه داستان قسمت یازدهم پایتخت 5 فصل پنجم | داستان سریال پایتخت قسمت یازدهم 11

خلاصه داستان قسمت یازدهم پایتخت 5 فصل پنجم | داستان سریال پایتخت قسمت یازدهم 11

خلاصه داستان قسمت یازدهم پایتخت 5 فصل پنجم | داستان سریال پایتخت قسمت یازدهم 11

خلاصه داستان قسمت یازدهم پایتخت 5 فصل پنجم

قسمت 11 یازدهم سریال پایتخت 5 شنبه 11 فروردین 97

قسمت یازدهم پایتخت در شنبه 11 فروردین 1397 از طریق شبکه یک سیما پخش شد.

در این مطلب اتفاقاتی که برای خانواده معمولی در این قسمت حادث شد را برای شما عزیزان بیان میکنیم.

با توجه به ایام نوروز و اینکه اکثر هموطنان عزیزمان در مسافرت های نوروزی بوده و با کمبود امکانات برای مشاهده تلویزیون

مواجه هستند ، در این پست داستان قسمت یازدهم از پایتخت 5 را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

بالون سواری خانواده نقی به دعوت مهمت دوست نقی

در این قسمت خانواده ی نقی همگی سوار بالن شده اند و از منظره لذت میبرند و برخی از آنها نیز میترسند.

در همین لحظات بهتاش به فهیمه میگوید این رحمت چه میگوید که میرود گوشی میخرد و …

بهش رو ندی و روسریتو سفت کن و …

همینطور مسئول بالن در حال نوشیدن مشروبات الکلی است که تعارف میکند و میگویند ما الکلی نمیخوریم و مسلمانیم

برای ما نوشیندنی غیر الکلی بیاور و مشغول نوشیدن نوشیدنی های نوشابه و … می شوند.

که فهیمه از اینکه این شخص اینقدر الکل مینوشد نگران می شود.

پول خواستن ارسطو از هما و اصرار هما بر گفتن ماجرا به ارسطو

ارسطو از هما پول میخواهد تا به مسئول بالن انعام بدهد ولی همه انکار میکنند

و در همین حین رحمت یک اسکناس 50 لیر بیرون می آورد و میگوید بگیر

ولی مسئول بالن از گرفتن انعام خودداری میکند.

پس از آن هما از نقی می خواهد که ماجرای پول را به ارسطو بگوید.

که نقی ارسطو را به کنارش فرا میخواند و میگوید انسانی که روی زمین راه میرود را ببیند و میگوید این انسان از بالا بسیار حقیر است.

و چرا برای مسائل مالی اینقدر حرص میخورد و جنب و جوش دارد و پول چرک کف دست است و…

ارسطو در جواب میگوید همین چرک کف دست شما را به ترکیه آورد و سوار بالن کرد و…

سو تفاهم در مورد خواستگاری رحمت و شکستن دماغش توسط بهتاش

و در وسط حرف او ماجرای خواستگاری را پیش میکشد و میخواهد تا رحمت خودش حرف بزند.

که بهتاش خیلی کنجکاو می شود و میگوید ماجرا چیست که هما ناگهان حرف را میزند

و طبق گمانه خودش میگوید آقا رحمت میخواهد از مادرت فهیمه خواستگاری کند

همین باعث عصبانیت بهتاش شده و با رحمت شروع به دعوا میکند و دماغ رحمت را می شکند.

مرگ مسئول بالون و خواستگاری از سارا و نیکا برای رحمن و رحیم

در همین حین راننده بالن مست کرده و میمیرد و جواب بی سیم را نمیدهد و افرادی که در پایین بالن حرف میزنند را نمیتواند پاسخگو باشد.

و خانواده نقی نیز در مورد مسئله خواستگاری فهیمه و … با هم بحث میکنند.

در همین حین ارسطو میخواهد تا سوتفاهم را رفع کند و ماجرای خواستگاری از سارا و نیکا برای رحمن و رحیم را میگوید.

که این باعث ناراحتی نقی می شود و او نیز رحمت را به بار کتک میگیرد.

لو دادن ماجرای سرقت پول های ارسطو توسط رحمن ، رحیم و بهتاش

که در همین حال نقی ماجرای دزدی بهتاش و رحمن و رحیم را به ارسطو میگوید.

و باعث عصبانیت ارسطو می شود ولی وقتی میخواست بهتاش را بزند ، نقی اشاره میکند که بهتاش تو را میزند

برای همین ارسطو رو به رحمت کرده و به او منت و دعوا میکند.

پس از آن همه را دروغگو و دزد خطاب میکند و نقی را سر دسته ی همه میداند.

و همین باعث تهدید کردن ارسطو به کتک زدن توسط نقی می شود.

پس از ان رحمت نیز میگوید بدهی رحمن و رحیم را فردا به ارسطو پرداخت میکند.

که نقی میگوید ما که حسابمان را صاف کردیم.

که با نهار و بالن و شام لاکچری این تسویه انجام شد.

مرگ راننده بالون و سرگردانی خانواده نقی روی دریا

در همین حین سارا و نیکا میگویند راننده بالن تکان نمیخورد و مرده است و همه سعی میکنند او را احیا کنند.

و هما که بی سیم را میبیند سعی میکند تا با بی سیم ، ارتباطش را با مرکز برقرار کند که ناموفق است.

که ارسطو نیز شروع به داد و بیداد و انداختن تقصیر ها به گردن نقی میکند.

که در همین حین کپسول تمام می شود وشروع به کاهش ارتفاع میکنند.

که بهتاش کپسول را سریع عوض میکند و با فندکش آنها را روشن میکند.

طوفان و سقوط غریب الوقوع بالون در دریا

که رعد و برق و باران نیز شروع می شود و همه جلیقه نجات می پوشند.

در همین حین یک کشتی را روی آب میبینند و شروع به فریاد کشیدن می کنند تا آنها را نجات دهند.

که کپسول دوم هم تمام می شود و دوباره شروع به کاهش ارتفاع می کنند.

پس از آن وسایل اضافی را به آب می اندازند که در نهایت آرکام را نیز به آب میاندازند و شروع به افزایش ارتفاع می کنند.

پرت شدن به داخل دریا و شیرجه نقی برای نجات فرزندانش

که در همین حین رعد و برق نی زند و ارسطو پرت می شود که دستش را میگیرند و او را به داخل بالن می کشند.

که نیکا به داخل آب می افتد و نقی نیز در پی او به آب میپرد تا او را نجات دهد و پس از آن بقیه مرد ها نیز به آب میپرند یا پرت می شوند.

و فقط پنجعلی در بالن می ماند و بالن شروع به اوج گرفتن می کند و نقی شروع به شنا در پی او میکند تا بالن را بگیرد.

در صورت تمایل به مطالعه داستان قسمت های گذشته و دانلود فیلم آن قسمت از لینک های زیر استفاده کنید.

دانلود و داستان قسمت اول پایتخت 5

دانلود و داستان قسمت دوم پایتخت 5

دانلود و داستان قسمت سوم پایتخت 5

داستان قسمت چهارم پایتخت 5

دانلود و پخش آنلاین قسمت چهارم پایتخت 5

داستان قسمت 5 سریال پایتخت 5

پخش آنلاین و دانلود قسمت پنجم پایتخت 5

پخش آنلاین و دانلود قسمت 6 پایتخت 5

داستان قسمت 6 سریال پایتخت 5

داستان قسمت هفتم پایتخت فصل پنجم

داستان قسمت هشتم پایتخت 5 فصل پنجم

پخش آنلاین و دانلود قسمت 8 پایتخت 5

داستان قسمت نهم پایتخت 5 فصل پنجم

داستان قسمت دهم پایتخت 5 فصل پنجم

اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات


Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved.