تبلیغات

خلاصه داستان سریال شهرزاد فصل سوم قسمت های اول تا پانزدهم

خلاصه داستان فصل سوم سریال شهرزاد قسمت های اول تا پانزدهم

خلاصه داستان سریال شهرزاد فصل سوم قسمت های اول تا پانزدهم

اگر شما هم یکی از طرفداران سریال شهرزاد هستید

حتما پیگیر داستان های زیبای شهرزاد و سریال عاشقانه و جذاب آن هستید.

سریال شهرزاد که تاکنون فصل اول آن در 28 قسمت

و فصل دوم آن در 15 قسمت به پایان رسیده است.

این روز ها شروع نمایش خانگی فصل سوم آن آغاز شده است.

امکان دانلود قسمت جدید فصل سوم سریال شهرزاد هر هفته دوشنبه

در سایت سبز پندار فراهم می باشد و عصر همان روز

خلاصه داستان قسمت های جدید سریال شهرزاد در این پست قرار میگیرد.

همچنین در صورتی که از آن دسته کاربرانی هستید که از دیدن فصل های اول و دوم سریال شهرزاد

محروم بوده اید ، میتوانید با مشاهده مطلب خلاصه داستان و دانلود فصل اول سریال شهرزاد

نسبت به مطالعه خلاصه داستان و یا دانلود فصل اول سریال شهرزاد اقدام کنید

دانلود سریال شهرزاد فصل سوم (شهرزاد ۳) با لینک مستقیم

در ادامه خلاصه قسمت های اول تا پانزدهم فصل سوم سریال شهرزاد را

برای مطالعه شما عزیزان آماده کرده ایم که هر هفته پس از پخش هر قسمت

خلاصه قسمت جدید نیز در سایت قرار میگیرد ضمنا پیشنهاد میکنیم

اگر وقت کافی برای مشاهده این سریال جذاب را دارید

حتما سریال را قبل از مطالعه این خلاصه داستان مشاهده کنید

و پیش از دیدن خود سریال از خواندن خلاصه داستان خودداری نمایید

تا لذت کافی را از مشاهده سریال ایرانی شهرزاد ببرید.

خلاصه داستان سریال شهرزاد قسمت های اول تا پانزدهم فصل سوم

خلاصه داستان قسمت اول از فصل سوم سریال شهرزاد

در این سمت شروانی و بهبودی در مورد نقشه ی قتل قباد با هم دست دوستی میدهند

همچنین اکرم و شهربانی چی (امیرجعفری) در مورد

نگه داشتن بچه ی قباد به توافق می رسانند.

همچنین حمیرا تصمیم به طلاق با هوشنگ را میگیرد.

که مادرش او را از این تصمیم پشیمان می کنند.

همچنین قباد ، هوشنگ را برای خبرچینی

و جاسوسی از زندگی شهرزاد و فرهاد اجیر میکند.

همچنین بهبودی با دزدیدن شروانی به دلیل حرف هایش

در مورد همسرش او را شماتت کرد.

سپس تفنگی خالی به او داد و مثلا او را بخشید

ولی در ادامه قباد در صحنه ظاهر شد و به دلیل دزدین شیرین ، شروانی را کشت

خلاصه داستان قسمت دوم از فصل سوم سریال شهرزاد

خلاصه داستان قسمت دوم از فصل سوم سریال شهرزاد

در این قسمت اکرم که قصد کشتن کبیر (امید) را دارد لو می رود

و پس از سر و صدای کلفت امید ، و رسیدن قباد ، اکرم را اخراج میکند

اکرم که پس از اینکه میفهمد اخراج شده است.

اینکه زن صیغه ای قباد است را لو می دهد

و میگوید که از او حامله است.

پس از آن قباد با زدن او و پرت کردنش از پله ها

بی هوش می شود.

و نصرت اکرم را شبانه از عمارت بیرون می برد.

نصرت که از سوی قباد ماموریت یافته بچه را سقط کند.

با دکتر تماس میگیرد.

صابر عبدلی هم که به کمک یک وکیل فرمایشی آزاد شده است.

اصرار دارد تا شیرین را ببیند و هاشم خان مخالفت میکند

تا اینکه به صورت مخفی با هاشم پیش شیرین می رود.

هوشنگ هم که مشغول به جاسوسی است اخبار را به قباد منتقل میکند.

که این باعث لو رفتن محل اختفا شیرین می شود.

و شیرین هم در حین حرف های عاشقانه می گوید که همچنان به قباد فکر میکند.

هاشم هم خیالاتی شده و با عمه بلقیس یا همان قرص قمر در خیالاتش حرف میزند.

وقتی هاشم بصورت ناگهانی متوجه می شود که او را دنبال کرده اند.

به سرعت برای گرفتن آن فرد اقدام می کند که در حین تعقیب فرد تصادف کرده و می میرد.

در همین حین هاشم نیز فوری برای جابجا کردن شیرین اقدام میکند

خلاصه داستان قسمت سوم از فصل سوم سریال شهرزاد

در قسمت سوم از فصل سوم سریال شهرزاد

هاشم و صابر عبدلی ، شیرین را از دارالمجانین بر میدارند و فرار میکنند.

پس از آن شیرین پیشنهاد میکند او را نزد آقای صدق نوری وکیل خانوادگی آن ها ببرند.

اکرم نیز در بیمارستان بستری است.

و جناب سروان به بالا سر او می رود.

شیرین به جایی امن منتقل می شود

و در کلوب شیرین که این روز ها نامش به کلوب کبیر تغییر کرده .

قباد دیوانسالار و شاپور بهبودی با هم جلسه ای در مورد تجارت هایشان دارند .

پس از آن هاشم و وکیل صدق نوری در مورد وصیت نامه بزرگ آقا

ارث و میراث شیرین و همینطور احتمال قتل بزرگ اقا توسط این قباد و نصرت حرف هایی میزنند.

در بیمارستان ، اکرم را میخواهند به اتاق عمل ببرند تا بچه اش را دکتر میرزاده سقط کند

که سروان آقا پرویز متوجه این موضوع شده و با اسلحه دکتر را تهدید میکند.

و از او در مورد گواهی فوت بزرگ آقا ، برگه ی جنون شیرین

و قصدش برای سقط بچه اعتراف میگیرد.

و او را وادار میکند تا به دروغ بگویند که بچه را سقط کرده

و گواهی های لازم را به نصرت بدهد.

قباد و سرهنگ تیموری همدردی میکنند

قباد و تیموری در مورد عشق های نافرجامشان با هم در رستورانی به درد دل می پردازند.

و همینطور در مورد ماجرای فراری دادن همسر شاپور بهبودی که با کمک عمه بلقیس

و هاشم انجام شده بود حرف هایی را به تیموری میگوید.

سروان آقا پرویز هم به دستیارش دستور می دهد سایه به سایه هاشم خان را تعقیب کند.

نصرت و قباد از ماجرای حمایت سروان آقا پرویز از اکرم با خبر می شوند

و نصرت قول می دهد تا او را با پول بخرد و راضی کند.

پس از آن نامه ای را مدیر مدرسه ای که فرهاد در آن کار میکند به او می دهد

که در آن ، فرهاد را اخراج کرده و به او اجازه ی تدریس نمیدهند.

وعده ی هفتگی دیدار شهرزاد و فرزندش این هفته به تاخیر می افتد

و شهرزاد با ناراحتی به خانه ی دیوانسالار ها میرود.

تهدید قباد به مرگ ، توسط فرهاد

فرهاد نیز پس از شنیدن این خبر اسلحه اش را بر میدارد و به سوی خانه دیوانسالار حرکت میکند.

پس از رسیدن به آنجا با قباد روبرو می شود

و در مورد لغو وعده هفتگی و اخراج فرهاد از مدرسه با او بحث میکند.

همچنین در همین لحظات ، فرهاد بزور وارد خانه ی دیوانسالار شده

و با تفنگ و تهدید وارد خانه می شود.فرهاد تفنگ را به سوی قباد میگیرد.

که نصرت میرسد و پس از دعوت به آرامش ، از آنها میخواهد خانه را ترک کنند.

که در حین ترک خانه ، صدای گریه ی امید (کبیر) می آید.

پس از خروج آنها ، قباد از نصرت میخواهد تا فرهاد را بکشند.

که نصرت …..

خلاصه داستان قسمت چهارم از فصل سوم سریال شهرزاد

همه در حیاط خانه ی هاشم خان جمع شده اند و نگران شهرزاد و فرهاد هستند

که همان لحظه شهرزاد و فرهاد سر میرسند.

هاشم خان در مورد اینکه آیا فرهاد وارد عمارت شد یا نه سوال میکند و جواب سر بالا می شنود.

پس از آن شهرزاد و فرهاد ، در خانه با هم اندکی بحث میکنند.

که حرف هایی که رد و بدل می شود به چک زدن شهرزاد به فرهاد منجر می شود.

که فرهاد از ناراحتی خانه را ترک میکند و شهرزاد به دنبال او به راه می افتد.

که وقتی فرهاد را میبیند که در گوشه ای از یک کوچه نشسته است کنار او مینشیند و از او دلجویی میکند.

گفت و گوی شهرزاد و فرهاد درباره تصمیمشان به فراری دادن دکتر مصدق

در این گفت و گو شهرزاد به اینکه فرهاد میخواهد دست به عمل خطرناکی بزند ، پی میبرد.

و فرهاد قضیه ی تصمیمشان برای فراری دادن دکتر مصدق را به او میگوید.

در حین همین حرف ها هوشنگ مکالمات آنها را بصورت پنهانی گوش می دهد.

ملاقات نصرت و هاشم خان پیرامون اتفاقات شب گذشته

روز بعد شهرزاد و هاشم در اتومبیل در مورد اتفاقات شب قبل

حرف هایی میزنند و شهرزاد موضوع را برای هاشم خان شرح میدهد.

پس از آن نصرت طبق قرارش با هاشم می آید تا با هم حرف هایی در مورد اتفاقات اخیر بزنند.

در حین این حرف ها ، هاشم با عصبانیت ، به اینکه می داند قباد

دو روز قبل از مرگ بزرگ آقا قرار بوده از ارث محروم شود اقرار میکند.

همفکری فرهاد و دوستانش برای فرار مصدق

فرهاد با دوستانش در کافه به صحبت و نقشه کشیدن برای فراری دادن دکتر مصدق می پردازند

در آن طرف قضیه شهرزاد و هاشم در حال برگشتن به خانه هستن

و هاشم حرف های نصرت را شرح می دهد که شهرزاد میگوید

بخاطر اینکه نمیتواند امید را ببیند میخواهد از قباد شکایت کند.

تعقیب و گریز هاشم خان و ملاقات شهرزاد و شیرین

در همین لحظات هاشم متوجه میشود که یک مامور شهربانی

در حال تعقیب آنهاست که همین باعث می شود به سرعت رفته تا او آنها را گم کند.

پس از آن ، با هم به دفتر وکالت صدق نوری می روند.

که در همین میان شیرین نیز در حال سر و صدا برای بیرون رفتن و دیدن عمه بلقیس است.

که هاشم خان مجبور می شود ماجرای مرگ عمه بلقیس را برای او شرح دهد.

که شیرین شروع به بی قراری میکند.

شهرزاد وارد اتاق می شود و به دلداری او میپردازد.

خبر تصمیم فراری دادن مصدق توسط فرهاد و دوستانش به قباد می رسد

هوشنگ نیز شنیده هایش در مورد عملیاتی که در آن فرهاد میخواهد مصدق را فراری دهد را برای قباد میگوید.

هاشم ، شهرزاد ، وکیل صدق نوری و صابر عبدلی به خاطر اصرار

به اتفاق شیرین به آرامگاه بزرگ آقا و عمه بلقیس می روند.

در پایان شیرین بخاطر اذیت های شهرزاد ، از او عذرخواهی میکند.

و از او برای هدف مشترکشان یعنی انتقام از قباد و پس گرفتن کبیر (امید) کمک میخواهد.

و با هم دست دوستی می دهند.

تعقیب هوشنگ توسط مادر شهرزاد و گرفتن مچ او

مادر شهرزاد با شنیدن مکالمه تلفنی هوشنگ و زن جدیدش ، متوجه می شود او زن دیگری نیز گرفته است.

وطبق قرار هوشنگ و آن زنگ درب اداره حاضر میشود تا هوشنگ را تعقیب کند.

و پس از تعقیب خانه ی مهری را یاد میگیرد

و ماجرای ازدواجش با هوشنگ را از یکی از همسایه هایشان میپرسد

مهری هم از هوشنگ میخواهد تا با هم ازدواج رسمی کنند.

خلاصه داستان قسمت پنجم از فصل سوم سریال شهرزاد و آنچه در این قسمت خواهیم دید

در این قسمت صابر عبدلی و شیرین قصد ازدواج میکنند

و شیرین مهریه اش را کشتن قباد شرط میکند.

سروان اقا پرویز هم به اکرم ابراز علاقه میکند.

همینطور قباد به سرهنگ تیموری می گوید که هاشم را دستگیر کند.

ولی میخواهد او را فقط دستگیر کنند

و بدون اینکه خون دماغ شود ، او را به زندان بیندازند.

شهرزاد از فرهاد قول میگیرد که کار جنون آمیزی از او سر نزند.

نصرت نیز با قباد قهر میکند و میگوید دیگر رنگ او را نیز نخواهد دید.

همینطور اکرم ماجرای قتل بزرگ آقا و اینکه نصرت و قباد او را کشته اند ، لو میدهد.

همچنین در سبز پندار بخوانید :

دانلود سریال شهرزاد فصل سوم (شهرزاد ۳) با لینک مستقیم

خلاصه داستان سریال شهرزاد فصل اول | دانلود فصل اول سریال شهرزاد

برچسب ها :
اشتراک گذاری مطلب

تبلیغات

Copyright SabzPendar.Com© 2018 - Allrights Reserved.

javascript hit counter