تبلیغات

عکس نوشته روز دانشجو | عکس پروفایل روز دانشجو | شعر و دکلمه روز دانشجو

عکس نوشته روز دانشجو | عکس پروفایل روز دانشجو | شعر و دکلمه روز دانشجو

عکس نوشته روز دانشجو

متن زیبای تبریک روز دانشجو

ترم زندگیت بی مشروطی,لحظه هات همیشه پاس

سایه حذف از زندگیت دور,معدل شادیات 20

روز دانشجو مبارک

 

اهل دانشگاهم
قبله ام استاداست
جانمازم نمره
پیشه ام مشروطیت
من کتابم را وقتی می خوانم که بگوید
استاد: امتحان نزدیک است
دیشب اما خواندم یک ورق از آن را
همه ذرات کتابم متعجب شده است!
♥ روز دانشجو مبارک ♥

 

روز همه خسته ها روز همه بپیچون ها روز همه جزوه بگیر ها روز همه مشروطی ها

روز همه افتاده ها روز همه خر خون ها خلاصه روز همه دانشجو ها مبارک

ما دانشجو هام به تقلید از خارجی ها قبل از غذا تو سلف دانشگاه دعا میخونیم
اما ما اشهد میخونیم اشهد…

 

عکس پروفایل روز دانشجو

متن طنز برای تبریک روز دانشجو

وقتی با نمره ۹/۵ میفتی مثل من نگو چه قدر استاد نامردی بود!

مثل منی که تو برگه ۲ نمره هم ننوشته بودم

ولی استاد بهم ۹/۵ داد تا مشروط نشم.

به سلامتی همه استادای با معرفت!!!

مورد داشتیم ترم یکی روز اول دانشگاه
گوشیشو گذاشته تو جورابش از حراست رد شده !

خدا رو شکر این ترم نه از کسی جرو میګیرم نه کتاب
اخه همشو از ترم قبل دارم

ﯾﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻦ ﺟﻮﺍﺑﺎﺭﻭ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺟﻮﻉ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ…
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ :…ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻧﺸﯿﺪ!

آقا اون روز استادمون از دانشجوها پرسیده هدفتون از دانشگاه اومدن چیه؟

حالا جوابای بچه ها:برای شاد کردن دل بابام.

تو فامیلمون مد شده.

برای نرفتن به سربازی.

برای رقابت با خواهر شوهرم.

برای گذروندن اوقات فراغت.

خونه حوصلم سرمیره.

چه تفریحی سالم تر از دانشگاه
دوستای جدید(شوهر) پیدا کنم…

 

عکس فانتزی روز دانشجو

شعر خنده دار روز دانشجو

بسی رنج بردم در این سال سی که مدرک بگیرم زبد شانسی

نشد، دادم از کف همه زندگی نهادم به سر افسر بندگی

نبودم اوایل چنین ناتوان که بودم به سر موی و بودم جوان

نه تن خسته و ناتوان بودمی نه اینگونه نامهربان بودمی

نه اهریمنی طینتی داشتم نه بر خوی بد عادتی داشتم

کنون بشنوید اینکه بیچاره من چه سان گشته‌ام اینچنین اهرمن

بود شرح احوال من بس دراز ولی قطره ای گویم از بحر، باز

به هوش و خرد شهره بودم به شهر نبودی چو من درس خوانی به دهر

به کنکور و در رزم کنکوریان زدم تستها را یکی در میان

به کف آمدم رتبه‌ای زیر صد نیارد چو من رتبه کس تا ابد

خیالم که دیگر مهندس شدم نبودم خبر زینکه مفلس شدم

به خود وعده‌ای نیک دادم همی که چون در خط درس افتادمی

بیابم اگر صد هزاران کتاب زنم از خوراک و ببرم ز خواب

چنانش بخوانم به روزان و شب که خود گردم از کار خود در عجب

ولیکن چو پایم بدینجا رسید نبیند دو چشمت که چشمم چه دید

به هنگامه ثبت نامم دمار برآمد به یک روزه هفتاد بار

به «آموزش»اش چون گذارم فتاد رخ سرخ من رو به زردی نهاد

چو دادندمی صد هزاران ورق به رخساره زردم آمد عرق

چنان بی کس و خسته ماندم به صف که رست از کف کفش مخلص علف

پس از آن چو دیگر به صف ماندگان به یک نمره گشتم من از بندگان

بماند…، پس نمره‌ای گم شدم جدا از خود و شهر و مردم شدم

به خود گفتم این زندگی بهتر است ره دانشم راه پر گوهر است

گذشتم از آن فکر پیشینه‌ام که من دیگر آن شخص پیشین نه ام

به من چه که دیگر کسان چون کنند؟ به من چه، چه در کار گردون کنند؟

به من چه فلانی دل آزرده است؟ به من چه خر مش رجب مرده است؟

که دانش چراغ ره آدم است کلید در گنج این عالم است

چو فرصت غنیمت شمارم کنون مرا علم و دانش شود رهنمون

پس از آن به مکتب نهادم چو پای ز یک درب چوبی بسی بی صدای

به رزم اندر آمد یکی اوستاد بگفتا: شکاری به دام اوفتاد

بچرخید و گردید و غرید و گفت: در این پهنه یکدم نشاید که خفت

که من دکترا از فلان کشورم یل سر سپاه فلان لشکرم

کنون گفته باشم به آغاز درس ز کس گر نترسی، ز مخلص بترس

بگفتم که درست بسی ساده است کدامین خرا ز درست افتاده است؟

بگفتا که : درسم بسی مشکل است خیالات تو بچه جان ، باطل است

چنانت بکوبم به گرز گران که پولاد کوبند آهنگران(۱)

پس از آن سخنها و آن سرگذشت دوماهی چو از آن سخن‌ها گذشت

ریاضی یکم نمره بر شیشه زد هزاران غمم تیشه بر ریشه زد

علومی چو بر بنده لشکر کشید سپاه معارف به دادم رسید

گرفتم یکی بیست از ریشه‌ها نشد کارگر زخم آن تیشه‌ها

پس از آن معارف ز من قهر کرد دهانم ز تلخی چنان زهر کرد

به تالار و در گرمی ماه تیر درآمد ز در اوستادی چو “شیر”(۲)

بگفتا که در رزم نام آوران بدان،‌ خوان اول بود امتحان

فراهم شد از جمع ما لشگری یکی پهلوان‌تر از آن دیگری

اتودها کشیده همه از نیام که باید نمودن به دشمن قیام

فرودآمد آن یل چو از پشت زین ببست افسار رخش خود بر زمین

کشید از نیامش سوالات را بگفتا که حل کن محالات را

سپه را به یک غرش آرام کرد یلان را چنان اسب خود رام کرد

بگفتا که درسم بسی ساده است؟! کدامین خر از درسم افتاده است؟!

کنون گر توانی بیا بچه‌جان به فنی تو خود را زچنگم رهان

نشستم چنان سنگ بر صندلی به خود گفتمی اینکه ول معطلی

برو فکر دیگر بکن ای جوان مگر ترم دیگر شوی پهلوان

شدم بر خر نحس شیطان سوار دو صد حیله را چون نمودم قطار

به یک روزه صدها گواهی بکف به ظاهر پریشان و در دل شعف

بگفتم که من موقع امتحان ببودم به بستر بسی ناتوان

که رحمی کن ای پهلوان رهنما بیا بر من اکنون تو راهی نما

کنون تا نیفتم به حال نزار برونم کش از پهنه کارزار

دو ترمی در این نابرابر نبرد دگر از چه آرم سرت را به درد

هزاران کلک را زدم بیش و کم که شاید برون آیم از پنچ و خم

رهی پرفراز و خم اندر خم است در این ره هزاران چو من رستم است

یکیشان به رخش و یکی مرده رخش یکی با درفش و یکی بی درفش

هر آن یک در اندیشه کارزار مگر آخر آید غم روزگار

عکس زیبا روز دانشجو

عکس زیبا روز دانشجو

عکس روز دانشجو برای پروفایل

ادامه شعر طنز تبریک در مورد دانشجو

الا استاد درس احتمالات

دگر دق کرده ام از این مقالات

“فضای احتمال ” و” Sample space”

“ضریب شانس” و از اینسان عبارات

به جان تو ندیدم در همه عمر …

“مساعد حالتی ” از “جمله حالات “!!!

منم دانشجوی مشروط و بدبخت …

تویی استاد با فضل و کمالات

چو کازینو شود توی کلاست …

ز تاس و سکه و اینگونه آلات !

بیا جای قمار و شیر یا خط

به من آموز قدری از کمالات !

یقین دارم که اندر نرد و شطرنج

شوی یا مارس ، یا افتی به شهمات !

سه ترم است اینکه در دستت اسیرم

چنان ماهی که در انبار شیلات

بده یک نمره ی “پاسی ” از این درس

مگر ممکن شود روزی محالات !!!

پروفایل منتظر ظهور روز دانشجو

ادامه شعر روز دانشجو

لامپ را کش نرویم !!!

آخر این دزدی لامپ …

از کجا میخورد آب ؟ !!!!

و چرا از سر شب تا دم صبح …

کله ها می شکند؟ !!!

لامپ را کش نرویم …

شاید این نور ضعیف …

روشنی بخش اتاقی باشد !

دل پردردی شاید …

میرود دست به آب …

چه ضعیف است این برق !

و چه کم نور این لامپ !!!

مردم سر بطری(۱) …

چه صفایی دارند !

سقفهاشان پر نور…

لامپهاشان نور افشان باد !

من ندیدم خودشان …

بی گمان میدانم …

دست آنها کج نیست !!!

ماهتاب آنجا …

میکند روشن پهنای اتاق !

مردم سر بطری می دانند …

“استکی(۲)” بی رحم است ….

و “شماعی (۳)” بی حال !!!

مردم سر بطری …لامپ را می فهمند !!

کش نرفتندش …

ما نیز ….

لامپ را کش نرویم !

تبریک روز دانشجو

ادامه شعر درباره دانشجو

اهل دانشگاهم…

روزگارم خوش نیست!

ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی !

اوستادی دارم … ، بهتر از شمر و یزید!!!

دوستانی همه چون من مشروط!!!

و اتاقی که همین نزدیکیست …

پشت آن کوه بلند !!!

عکس طنز روز دانشجو

متن ادبی درباره دانشجو

کبوتران روحت را اسیر رکود نکن!

چشمت را در تاریکی‌ها نگستران!

برای پرواز به سمت کارهای بلند دانش، بال‌های پروازت را

در زلالی آبی‌ها رها کن. ـ یله در نسیم نور ـ .
میان این همه پرسش، کتاب‌هایت را بردار

وذهنت را در دست‌هایت بگیر و آماده باش

کلاس، گام‌های محکم تو را انتظار می‌کشد،

هوای روز را از تمامی سمت‌ها نفس بکش!

نگذار دچار خاموشی وفراموشی شوی. امروز روز توست.

 

چراغ راه

دستت را بلند کرده‌ای؛ هزار سؤال در ذهنت به هم پیچیده است.

گلویت بوی بهارهای در راه می‌دهد.

شکوفه داده‌ای، شکفته ای، قد کشیده‌ای.

بزرگ‌تر از خودت فکر می‌کنی.

روزها را به سرانگشت پرسش‌گری‌هایت ورق می‌زنی

و می‌کاوی، دانش، چراغ راه توست.

انتهای جاده‌ای که در آن قدم می‌زنی،

جز سر بلندی کشورت نیست؛ پس محکم‌تر گام بردار.

بهاران

انگشت به هر پنجره‌ای بزنی

توان گشودنش را خواهی داشت.

خورشید برای نور شدن تو را کمک می‌کند؛

اگر صفحات خاک گرفته ذهنت را ورق بزنی و روشن بیندیشی.

پشت صندلی‌های جوانی نشسته‌ای

و می‌آموزی آنچه را برای فردایی رها نیاز خواهی داشت.
سرزمینت با هر نفس‌های مشتاق تو جوانه خواهد داد؛

وقتی بهارانه، سبز نفس می‌کشی.

 

روز روشن

با جزر و مد شوق به آموختن، به هیجان آمده‌ای.

باشکوه و بلندگام برمی‌داری. هواسرشار از عطر جوانی توست.

فردا از آن توست؛ از آن دست‌های دانشت. علم بر پنجره ذهنت می‌کوبد،

چشم‌هایت را رو به روشنی گشوده‌ای، هر روز روز توست؛

وقتی که می‌تازی به سمت صبح،

در مسیری که در آن چیزی جز دانش تو را سرشار نمی‌کند.

 

طعم بهار

آمیخته از شور و دانشی، طعم هیاهو را با تمام تنت حس می‌کنی،

کلاس‌هایی که تو را کوهوار می‌خواهند،

کتاب‌هایی که دریچه‌های روشن پرواز تواند

و شناخت که در تو چون خونی تازه می‌جهد

و راز جوانی که بر لبانت تازه می‌شود.

دیروز، امروز، فردا، همه روزها به نام توست،

وقتی در صفحه به صفحه تاریخ، بر قله‌های سربلندی ایستاده‌ای

«دانشجو»؛ این نام سرشارت می‌کند از بهار.

 

از میخک‌های سرخ

مصطفی پورنجاتی
دیوار صوتی مرگ، شکسته شده بود. سکوت اندوهناکی بود.

سه قطره خون بر صحن پاک دانشگاه؛ آرام، اما با عزت.
رژیم کودتا، روی تخت شاهانه، مستانه نعره می‌کشید

و خواب خرگوشی ملت را جشن می‌گرفت؛

غافل از اینکه نبض بیدار دانشجو، چندی است که رخت خواب به دور افکنده است.
همه چیز زیر پرده‌ای از فریب، مرده بود.

دانشجوهای دانشگاه تهران، به سپیده فکر می‌کردند؛

وقتی که هیچ ردی از ستاره نبود.

تبریک 16 آذر

دکلمه های روز دانشجو

تا سپیده

چیزی نمانده بود تا سپیده، اما روباه پیر که بیکار نمی‌نشست؛

مدام کابوس‌های بی‌تعبیر می‌ساخت.

تراکم خشونت و سیاهی، نتوانست خود را کنترل کند.

سلاح‌های بی‌رحم، دانشکده فنی را نشانه می‌رفت،

اما باید می‌دیدید که دانشجوها، آن همه خشم را به مسخره گرفته بودند

و ایران سربلند را آرزو می‌کردند. کیسه‌های دلار، چشم‌های مزدورها را کور کرده بود

اما رنگ سرخ خون دانشجو، کار خودش را کرد و آنها را به خود آورد.
گوش‌های خود فروخته‌ها، پر از پنبه شده بود؛

اما صدای شلیک گلوله بر قلب میخک‌های جوان، شنوایشان کرد.

و 16 آذر، روز تولد حماسه شد؛ حماسه آگاهی

ذهن‌های جویای دانش و قصیده عزت و ظلم ستیزی و بیداری دانشگاه.
از همان 16 آذر 1332، میخک‌های قرمز، تصمیم گرفتند

که هر سال، همان روز، جشن تولد بگیرند

جشن تولد شجاعت جوان بیدار ایرانی.

 

سلاح دانش

میثم امانی
دست‌هایت، ستاره‌های علمند؛ برخاسته از پیکره زمین

و «حیات طیبه»، هدیه‌ای است که به قدم‌های تو ارزانی می‌شود.
دهان که بگشایی، درختان برای شنیدن حدیث بیداری سَرخَم می‌کنند.
ستارگان، دانه دانه فرو می‌ریزند تا قدم گاهت را ببوسند.

حیات در شیار انگشت‌های تو جاری است. طومار جهل را بپیچان،

تا نقطه پایان گذاشته باشی بر هر چه فریب و گمراهی و نادانی.

 

لوح سفید

برخیز؛ برخاستن تو، آتش در دل دیو جهالت خواهد افکند

و جرئت خواهد بخشید به جویبارهای آرام،

به باغچه‌های ساکت، به قلب‌های خاموش.
باید به علم مسلح شوی تا زهره شیرانه‌ات،

غول‌های سفسطه را بیفکند به زمین. مغزها، تشنه روشن‌گری‌اند.
دژخیمان عدالت و آزادی، تو را انداخته‌اند به صید روان‌های مستعد.

مبادا لوح سفید قلب‌ها را با خط تیره ضلالت بیالایند!
فریاد بزن؛ فریاد تو، پوچی سکوت را برملا خواهد کرد

و جغدهای شوم را خواهد تاراند.

 

گام‌های اندیشه

خدیجه پنجی
تمام ذرات را به تکاپو فرا می‌خوانی.

قدم‌هایت آماده رفتنند، گستره خاک، چه تند زیر گام‌هایت می‌دود.

چقدر راه‌ها کوتاهند در مقابل قدم‌های مشتاق تو! سرک می‌کشی

به آینده نزدیک خویش. حس می‌کنی بزرگ شده‌ای؛

آنقدر بزرگی که دیگر کره زمین، با همه عظمت و بزرگی‌اش،

زیر قدم‌های تو کوچک است.

جهان با تو حرف می‌زند. تمام دریچه‌ها، رو به ذهن روشن تو باز می‌شوند.
«هستی»، نگاه ژرف تو را می‌طلبد؛

تو را که «دانشجو»یی و جویای دانش و معرفت.

 

فصل توست

نام تو را امروز برسردر شکوه واقتدار کشور حک کرده‌اند

کدام عرصه از طنین گام‌های اندیشه‌ات تهی مانده است!
تو آمده‌ای تا دست‌های نادانی شهر را بگیری

و آرام از کوره راه‌های جهل و ناتوانی، به سر منزل سعادت و آبادانی برسانی.

ویرانه‌های شهر، سرسبزی دستان تو را به تمنا نشسته‌اند،

فصل، فصل توست. تو، تجربه‌های دیروز را به تلاش‌های فردا پیوند می‌زنی

تا آینده‌ای بسازی لبریز از روزهای تازه.

رو به زیباترین و خوشبخت‌ترین منظره‌های زندگی.

 

زبان عشق

تو از تبار بهاری، در تنت، هزار جوانه به رویش نشسته‌اند،

هزار جویبار در اندیشه‌ات جریان گرفته است.

تو با زبان قلم آشنایی، تو با واژه‌ها،

به گل‌چینیِ حقیقت می‌روی. دست در دست کلمات

پا به پای پرسش‌ها، کوچه گرد ناشناخته عالم می‌شوی؛

گاهی در قعرزمین، گاهی در کهکشان. امروز روز توست.

سرزمین علم و آزادگی، صلابت قدم‌هایت را می‌طلبد.

امروز روز توست. «دانشجو»!

در تاریک خانه‌های میهن، فانوس دانایی بیاویز.

متن زیبا برای روز دانشجو

دکلمه برای روز دانشجو

دست‌هاى مردمى شما

رزیتا نعمتى
نام شما، یادآور سال‌هایى است که در عرصه علم،

هم بال با رنگین‌کمان رقصان نور، بال گشودید

و چه زیبا در مسیر رهایى پرواز کردید

و مکتب‌خانه ذهن روشن خویش را با چراغ روشن شهادت آذین بستید.

آن روزها که زنگ‌ها همه زنگ قرآن بودند و عرصه جولان کبوتران،

وقتى جدول‌هاى خیابان نشانى میدان پیروزى را با ردّ خون شما نشان مى‌دادند،

دست‌هاى معترض مردمى را تا تسخیر لانه سیاه جغدان بیگانه یارى کردید.

آن سوتر از حافظه تمام ابرها، پر از ترنم باران بودید و دانستید و آموختید

که نشستن دور از خطر، ننگ است.

شما یار دبستانى انقلابى بودید

که رهروان آن با پنجه خونین، عهدنامه وفا را امضا کردند.

 

با سلاح قلم

از جغرافیاى زخمى انقلاب، صداى شما را مى‌شنوم

که از اعماق سال‌هاى دور، متن درس شهامت

را در خیابان‌هاى اعتراض، مى‌نویسید.

مگر نه اینکه معناى مردانگى در زبان نیست؛ در عمل است؟!

آن روزها قلم‌هایتان، مشت‌هاى گره کرده‌اى بود

که آوازهاى خونینش، مرکّبى براى نوشتن کلمه رهایى و آزادى بود

و از آن به بعد، درهاى دانشگاه، هر روز با وزش یاد شما گشوده مى‌شود

تا استاد قدیمى عشق، کلاس را آغاز کند

و کتاب‌هاى کمال، در متن خیابان‌ها معرفت را بیاموزند؛

آنجا که کتاب انقلاب، آخرین واحد فارغ التحصیل‌شدنتان از جهان بود.
جاى شما را در تقویم، سبز نوشتیم که روزتان مبارک باد!

 

تحصیل در مکتب عشق

آن روزها که بى‌فرهنگى‌ها، جز چوب الف بر سر آزاداندیشان نمى‌زد

و از روى کتاب‌ها، قصه‌هاى ناکجا آباد را براى لالایى افکار مى‌خواندند،

چراغ تکلیف‌هاى خود را چه زود روشن کردید

و ورود خفاش‌هاى بیگانه را در وطن به اعتراض برخاستید

تا سرانجام، لانه کلاغان را بر شاخه آزادى میهن به هم ریختید.
چه خون‌هایى که معرف معرفت شما بود

و ریخته شد و شمایان پیش از فراغت از تحصیل،

در عرصه عشق، استاد شدید؛

تا بیاموزید عطش سرخ شیعه را جز

شهد شیرین شهادت، چیزى سیراب نخواهد کرد.

 

شاگردان شهادت

آن‌گاه که کبوتران شهر، اسیر وحشت سیاهى شب بودند،

دل به دریا زدید و کتاب‌ها و دفترها را قایق کردید

و با قلم، پارو زدید تا ساحل‌نشینان بدانند «یک نفر در آب دارد مى‌زند فریاد»

و سرانجام، قاب اندیشه روشن خود را به قاب عکسى مبدل کردید

که بر مزارتان، تاریخ سال‌هاى 57 و پیش از آن را نشان مى‌داد.

آن هنگام که در تلاطم انقلاب، بر زخم‌هاى مردم مرهم شدید تا دیگران بدانند

شاگردان مکتب‌خانه‌هاى شیعه، کورکورانه از آزادى دم نمى‌زنند

که آنها آزادى را با خون خود مى‌نویسند و خود پرواز مى‌کنند.

نور بالا حرکت کن؛ با سلاح دانش

 

میثم امانى
روز مبارزه است و اگر سلاح برندارى، شکست خواهى خورد.
نگاهت را از زمین بردار، به دور دست‌هاى نامتناهى

بیندیش که زندگى، با همه رؤیاهایش در مشت توست.
نور بالا حرکت کن که پیچ و خم جاده‌هاى رسیدن بسیار است

و احتمال سقوط، در کمین تو.
شهر، پر شده است از گلوله‌هاى بى هدف

و اگر زرهى آهنین بر تن نداشته باشى، آماج فریب و وسوسه خواهى شد.
جویبارهاى جارى را بگذار تا بروند و ندانند که به کجا مى‌روند!

تو راه خویش را از کویرهاى خشکیده جدا کن؛

از مرداب‌هاى مرده جدا شو؛ از سنگلاخ‌هاى سخت جدا شو

که قطره قطره موج‌هایت را خواهند خشکاند.

دل به دریا بسپار؛ به دریا بزن که اصل توست.

همه قطره‌ها و موج‌ها، به دریا باز خواهند گشت؛

دریا شدن راه رستگارى آب‌راهه‌هاست.

چرخه دانشجویی پروفایل روز دانشجو

دکلمه تبریک روز دانشجو

دستت را بلند کرده‌ای؛ هزار سؤال در ذهنت به هم پیچیده است.

گلویت بوی بهارهای در راه می‌دهد.

شکوفه داده‌ای، شکفته ای، قد کشیده‌ای.

بزرگ‌تر از خودت فکر می‌کنی.

روزها را به سرانگشت پرسش‌گری‌هایت ورق می‌زنی

و می‌کاوی، دانش، چراغ راه توست.

انتهای جاده‌ای که در آن قدم می‌زنی،

جز سر بلندی کشورت نیست؛ پس محکم‌تر گام بردار.

با جزر و مد شوق به آموختن، به هیجان آمده‌ای.

باشکوه و بلندگام برمی‌داری.

هوا سرشار از عطر جوانی توست.

فردا از آن توست؛ از آن دست‌های دانشت.

علم بر پنجره ذهنت می‌کوبد، چشم‌هایت را رو به روشنی گشوده‌ای،

هر روز روز توست؛ وقتی که می‌تازی به سمت صبح،

در مسیری که در آن چیزی جز دانش تو را سرشار نمی‌کند.

برنامه های روز دانشجو

برنامه های روز دانشجو

دکلمه برای روز دانشجو

دکلمه برای روز دانشجو

روز جهانی دانشجو

روز جهانی دانشجو

روز دانشجو

روز دانشجو

روز دانشجو 16 آذر

روز دانشجو 16 آذر

روز دانشجو چه روزی است

روز دانشجو چه روزی است

روز دانشجو کی هست

روز دانشجو کی هست

سخنان امام خمینی در مورد دانشجو

سخنان امام خمینی در مورد دانشجو

شعر دانشجو

شعر دانشجو

شعر درباره دانشجو

شعر درباره دانشجو

شعر روز دانشجو

شعر روز دانشجو

شهدای روز دانشجو

شهدای روز دانشجو

عکس دانشجویی برای پروفایل

عکس دانشجویی برای پروفایل

عکس فانتزی دانشجویی

عکس فانتزی دانشجویی

متن ادبی درباره دانشجو

متن ادبی درباره دانشجو

متن دانشجویی

متن دانشجویی

متن درباره دانشجو

متن درباره دانشجو

متن روز دانشجو

متن روز دانشجو

متن زیبا برای تبریک روز دانشجو

متن زیبا برای تبریک روز دانشجو

متن زیبا برای دانشجو

متن زیبا برای دانشجو

متن زیبا در مورد دانشجو

متن زیبا در مورد دانشجو

متن زیبا در مورد دانشگاه

متن زیبا در مورد دانشگاه

متن زیبا در مورد روز دانشجو

متن زیبا در مورد روز دانشجو

روز دانشجو گرامی باد

روز دانشجو گرامی باد

مراسم روز دانشجو

مراسم روز دانشجو

پروفایل روز دانشجو

پروفایل روز دانشجو

عکس پروفایل روز دانشجو

عکس پروفایل روز دانشجو

روز دانشجو مبارک دانشجو جان

روز دانشجو مبارک دانشجو جان

متن طنز روز دانشجو

 متن طنز روز دانشجو

عکس نوشته روز دانشجو | عکس پروفایل روز دانشجو | شعر و دکلمه روز دانشجو
به این پست رای دهید
اشتراک گذاری مطلب

بهینه سازی : پنگاش


Copyright SaBzPendar.com© 2018 - Allrights Reserved.